X
تبلیغات
درخید رستم ممسنی

درخید رستم ممسنی

دراین وبلاگ برآنم تا از مردمی بنویسم که نامشان چون تاریخشان در این سرزمین گم شده است .

تیم فوتبال شاهین منصورآباد:


در نوشته های قبل گفتیم که با کاهش بارندگی و خشک شدن برخی از چشمه سارهای منطقه گرایش به اعتیاد ،بی بند و باری و بد اخلاقی در روستاهای ممسنی و رستم و در نتیجه روستاهای منصورآباد و تابعه افزایش یافته است .صد البته گرایش به موارد بیان شده در بالا تنها نمی تواند به دلیل کم بارشی و کم آبی باشد اما بیکاری بوجود آمده در اثر این معضل مهمترین عامل در گرایش به بد اخلاقی است . این موضوع گروهی از جوانان منصورآباد را بر آن داشت تا یک بار دیگر به تقویت تیم فوتبال این روستا بپردازند و تیم قدیمی را احیاء نمایند .

این روزها تیم شاهین منصورآباد احیاءشده است و خوب بازی می کند.در جام های برگزار شده در سطح منطقه ازتیم های خوب است و در بازی های دوستانه با روستاهای هم جوار حرف های زیادی برای گفتن دارند .

دست اندرکاران این تیم بر  این باور ندکه با تقویت و حمایت از این تیم می توان جوانان را از گرایش به اعتیاد و سایر بد اخلاقی ها مصون داشت.بنابراین بر آن شدیم تا بیشتر از این تیم حمایت کنیم و با انجام بازی های دوستانه و کمک های مالی به تیم در راه شکوفایی این استعدادهای نهفته گام بر داریم .

نا گفته پیداست که تیم های فوتبال و فوتسال زیادی و همچنین جوانان باانگیزه فراوانی درسایررشته های ورزشی  در مناطق ممسنی و رستم و سایر مناطق لر نشین  از نبودو کمبود امکانات ورزشی رنج می برند و استعدادهای زیادی در اثراین معضل ازبین رفته و بسوی اعتیاد و بی بند باری سوق داده می شوند .

با کمال تاسف باید دانست که حتی یک متر زمین ورزشی در هیچکدام از روستاهای منصورآباد وجود ندارد و جوانان این روستاها در برخی از فصول سال در زمین های کشاورزی مردم و در کنار مزارع کشاورزی به ورزش می پردازند که ممکن است در طول یک سال این شرایط فراهم نشود و زمین خالی  جهت تمرین و سرگرمی جوانان با استعداداین روستاها پیدا نشود که امیدواریم مسئولین و ورزش دوستان جهت رفع این مشکل چاره اندیشی نمایند.

اسامی بازیکنان و دست اندرکاران تیم شاهین منصورآباد :

مدیر عامل :سید رحیم حسینی منصورآبادی.

اسپانسر مالی :سید قاسم حسینی، افشین رستمی و قدرت جانی پور.

مدیر فنی:سید رحیم حسینی منصورآبادی.

سرپرست : علی حسینی .

سرمربی:مهدی سادات.

مربی:یعقوب سادات.

مربی دروازه بان ها:مهدی شنبه پور.

مدیر تدارکات :سپهدار (مهرداد)جمالی زاده و عبدالرسول سادات .

تدارکاتچی :مجید سادات ،هادی سادات و...

بازیکنان تیم:رحیم باقری،عبدالمجید یوسفی ،مرتضی دهقان ،محسن حسینی ،حمید سادات ،سعید سادات ،مجید سادات (فرزند سید عبدالرحیم )،وحید سادات ،محسن سادات (دروازه بان)،ذوالفقار سادات (دروازه بان )،حسین سادات ،عسکر موسوی تیرازگونی ،احمد سادات ،سعید کریمی ،مصطفی سادات ،محمد سادات ،امید محمدی ،مهدی سادات (سید اسلام )،مجتبی دهقان ،قاسم باقری ،احسان جانی پور،موسی باقری ،یوسف حسینی.




+ نوشته شده در  شنبه 29 آبان1389ساعت 8:35 بعد از ظهر  توسط سید قاسم حسینی(مدیر وبلاگ )   | 

شهرلیدوما:

چندی قبل همراه چند تن از دوستان تاریخ دوست برای تماشای شهر لیدوما (چهارمین شهر بزرگ هخامنشی ) که چند سال قبل(۱۳۸۵) توسط گروه باستان شناسی دانشگاه سیدنی استرالیا از دل خاک بیرون آمده بود٬به سوی منطقه ی فهلیان و جنجان رهسپار شدیم .وقتی به روستای سروان جنجان رسیدیم با صحنه ای مواجه شدیم که برای هیچ کداممان باور کردنی نبود .شهر لیدوما زیر تلی از خاک مدفون شده بود.از روستاییان علت را جویا شدیم. متوجه شدیم به دلیل عدم وجود متولی مناسب ودلسوز و همچنین نبود بودجه کافی جهت نگهبانی و محافظت از این میراث ارزشمند ٬پس از انجام تحقیق ،دوباره شهر را در زیر خاک مدفون کرده اند. !!! وبلاگ درخید بر آن است تا به مرور، تاریخ و سرگذشت این شهر بزرگ و مهم هخامنشی راجهت اطلاع خوانندگان گرامی ارائه نماید .    

((از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد))

لیدوما در( شهرستان ممسنی) نام یکی از شهر هایی است که در نوشته‌های هخامنشی از آن نام برده شده است و در راه شاهی بین تخت جمشید و شوش قرار داشته است. در گل‌نوشته‌های تخت جمشید از ۲۶ شهر میان تخت جمشید تا شوش نام برده شده است.

این اثر تاریخی احتمالاً مربوط به ۵۵۰ سال پیش از میلاداست. مساحت این محوطه باستانی در حدود یکهزار متر در ۵۰۰ متر مربع است که در بیشتر نقاط آن آثار باستانی یافت می‌شود و حتی شواهد به دست آمده درآن نشان از وجود تمدن تا پنج هزار سال پیش را نیز دارد. همچنین در غرب کاخ لیدوما و در ۳۵۰ متری آن تپه ای باستانی واقع شده که بر روی آن کتیبه ای سنگی وجود دارد. همچنین در غرب کاخ لیدوما و در ۳۵۰ متری آن تپه ای باستانی واقع شده که بر روی آن کتیبه ای سنگی وجود دارد.

بر اساس کاوشهای باستان‌شناسی که در سال ۱۳۸۵ توسط یک گروه باستان شناسی به سرپرستی علیرضا عسگری از ایران و پروفسور دانیل پاتس از دانشگاه سیدنی انجام شد محل شهر لیدوما در در منطقهٔ فهلیان فارس در شهرستان نورآباد ممسنی در مجاورت روستای سروان ( سورون )، در زیر تپه‌ای که در گفتار محلی از آن به قلعه کلی یاد می‌کنند، کشف شد.

هیات مشترک باستان شناسی پژوهشکده باستان شناسی و دانشگاه سیدنی نخستین مرحله از پژوهش‌های مشترک را در سال‌های ۱۳۸۱- ۱۳۸۳ در منطقه نور آباد ممسنی فارس انجام داد. حاصل مرحله یکم، شناسایی ۵۱ محوطه باستانی در دو دشت رستم یک و دو، لایه نگاری ۲۵ متر نهشته‌های باستانی در تل نورآباد و نیز ۱۶ متر در تل اسپید بود. عمده یافته‌ها علاوه بر تاریخ‌گذاری نسبی، با آزمایش رادیو آکتیو ( ۳۳ نمونه از تل اسپید و ۱۹ مورد تل نورآباد) تاریخ‌گذاری مطلق شد. در نتیجه توالی استقراری مناسبی از سکونت‌های هزاره ششم پیش از میلاد تا ۵۰ میلادی از مرحله یکم در آن منطقه حصول شد.

در همین راستا، دومین مرحله از پژوهش‌های مشترک با دیدگاهی وسیع‌تر و نگرشی عمیق‌تر در زمستان ۱۳۸۵ در منطقه نور آباد ممسنی انجام شد. بخشی از اهداف در تداوم همان برنامه فصل یکم طرح‌ریزی شد و بخش دیگر در روند نتایج مطالعات حاصل از آن مرحله، در این فصل انجام شد.

در این مرحله عمده پژوهش‌ها بر شناخت یکی از محوطه‌های هخامنشی تمرکز یافت. این محوطه با نام‌های محلی نظیر قلعه کَلی و یا سُروان، جین جان شناخته شده است. محوطه قلعه کَلی سُروان در کوه پایه بخش غربی دشت رستم یک ( فهلیان) واقع شده است. با کاوش این محوطه چشم‌انداز وسیع و دیدگاهی نوین در ارتباط با مطالعات هخامنشی جنوب و جنوب غرب ایران طرح شد.

این بنا از نظر ابعاد ساختمانی چهارمین بنای بزرگ هخامنشی پس از بناهای شوش ، پاسارگاد و تخت جمشید (پارسه) است. این شهر که در کتیبه‌های تخت جمشید (پارسه) با عنوان لیدوما از آن نام برده شده یکی از بناهای مهم حکومتی زمان هخامنشیان به شمار می‌رود.

در لیدوما بقایای یک کاخ کوچک هخامنشی یافت شده که کاخ سروان( سورون ) نام گرفته است.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 23 آبان1389ساعت 12:26 بعد از ظهر  توسط سید قاسم حسینی(مدیر وبلاگ )   | 

درشهرستان های ممسنی و رستم شرایط ایجاد منطقه ویژه اقتصادی وجود دارد.

حمید رضا دهقان *:ممسنی و رستم  سرزمین دیرپا و کهن تاریخ است که به روایت تاریخ نویسان ، حدود 8 هزار سال سابقه انسان زیستی دارد و از دیرباز سکونتگاه طوایف مختلف بوده و هست . این دیار به دلیل غنی بودن منابع و مراتع طبیعی ، منابع آبی مناسب و برخوداری از موقعیت جغرافیایی و استراتژیکی ، همیشه توان تأمین معیشت ساکنین خود را داشته است. منطقه تاریخی«لیدوما» بعنوان یکی از مقرگاههای اصلی حکومت هخامنشیان که در مسیر جاده قدیم تخت جمشید به شوش قرار دارد. گواه این مطلب است. در این فرصت قصد داریم یکی از فرصت های فراروی شهرستانهای ممسنی و رستم را که شرایط ایجادش بصورت بالقوه موجود است مورد بررسی و تحلیل قرار دهیم  و آن فرصت چیزی نیست جز«ایجاد منطقه ویژه اقتصادی».

هر چند تحلیل شرایط احراز این موقعیت اقتصادی و تجاری بصورت کامل در این مجال ممکن نیست اما برخی از دلایل اقتصادی و تاریخی در توجیه این طرح مهم را بازشکافی می کنیم:

ممسنی و رستم در طول تاریخ به عنوان پل ارتباطی حوزه های پارس، خوزستان،کهگیلویه،زاگرس،بوشهرو خلیج فارس بوده است.قرار گرفتن در مرکز ثقل ارتباطی میان چندین استان مهم و تأثیر گذار ، از مزیت های محوری ممسنی و رستم در حوزۀ حمل و نقل و ارتباطات است. این منطقه بطور تقریبی ،حد وسط چهار مزکز استانی (شیراز-اهواز-بوشهر و یاسوج) قرار دارد. (بررسی موقعیت و شرایط شهرهای مختلف کشور که به لحاظ جمعیت و وسعت در حد و اندازه ممسنی و رستم هستند نشان می دهد به ندرت شهرستان یا شهرستانهایی  وجود دارند که از چنین موقعیت ارتباطی مهمی برخوردار باشند).لذا ممسنی و رستم به لحاظ موقعیت جغرافیایی و استراتژیکی شرایط بسیار مطلوبی دارد.

نکته مهمتر، ریشه تاریخی تجارت در این منطقه از کشور است.مطالعات نگارنده مؤید این مطلب است که در زمانهای نه چندان دور، منطقه میشان در ماهور ، دارای جایگاه مهم تجاری و بازرگانی بوده و تجار شهرها و مناطق اطراف و اکناف ، برای داد و ستد و تجارت کالا به این منطقه عزیمت می نمودند و مجموعاً  تجارت و بازرگانی در این منطقه رونق فراوان داشته است. ممکن است این سئوال در ذهن خواننده محترم ایجاد شود چرا این منطقه موقعیت تجارتی و بازرگانی مناسبی داشته است؟ در اینجا توجه خوانندگان عزیز را به موقعیت ممتاز جغرافیایی ممسنی و رستم جلب می کنم.

در زمانهای گذشته ، دو طریق اصلی تجارت و داد وستد ، جاده های زمینی و دریا بوده است.لذا بنادر همیشه یکی از جایگاهها و پایگاههای اصلی بازرگانی محسوب می شده است. در چنین شریطی ، تجار برخی از شهرها و مناطق دور دست ، دسترسی راحت و مناسبی به بنادر نداشتند . چون رفت و آمد این تجار به بنادر باعث افزایش هزینه حمل و نقل  و اتلاف زمان زیاد می شده است. وجود منطقه ممسنی و رستم که حد وسط بنادر جنوب و بخشهای مرکزی کشور(مثل کهگیلویه،اصفهان و...) بوده، تا حد زیادی مشکل تجارت را برای تجار این مناطق حل کرده بود. لذا منطقه میشان در ممسنی در حوزۀ تجارت رونق فراوان گرفته بود و تجار مناطق مختلف برای تأمین کالای مورد نیاز ، وارد منطقه تجاری میشان می شدند.

بنابراین در حال حاضر نیز ممسنی و رستم نه تنها از همان موقعیت استراتژیک برخوردارند بلکه به دلیل افزایش تجارت بنادر جنوب و گسترش جاده های ارتباطی ، فرصت بهتری برای سرمایه گذاری در این حوزه فراهم شده است.

مضاف بر همه اینها احداث دو جاده ارتباطی دیگر(جادۀ دالین- نورآباد) و (میشان-گناوه)، توجیه اقتصادی این طرح مهم را محکمتر می نماید.

علاقه فراوان و مثال زدنی مردم این دیار به تجارت و وجود نیروی کار پرانگیزه از دیگر مزیت های مهم سرمایه گذاری در این حوزه است.

در کنار زمینه های بالقوه فوق ، شرایط دیگری نیز همچون ، اعمال معافیت های مالیاتی ،مکان یابی درست، مدیریت اجرایی کارآمد و بوجود آوردن بستر مناسب برای سرمایه گذار می بایست فراهم گردد تا ضمن رونق کسب و کار  و افزایش درآمد بتوانیم زمینه لازم را برای ایجاد فرصت های شغلی مورد نظر فراهم کنیم.

ذکر این نکته خالی از لطف نیست که اردبیهشت ماه سال جاری مجوز احداث 23 منطقه ویژه اقتصادی از سوی مجلس شورای اسلامی صادر شد.تأسیس مناطق ویژه اقتصادی کازرون، لامرد و نی ریز در زمرۀ همین موارد است.هر چند بسیار خرسندیم که مناطقی از استان فارس از این فرصت بهره مند شدند اما انصافأ موقعیت ارتباطی ، استراتژیکی و جغرافیایی ممسنی و رستم برای ایجاد منطقه ویژه اقتصادی با هیچ نقطه ای در فارس قابل مقایسه نیست.

*پژوهشگر مسائل اقتصادی

 

+ نوشته شده در  شنبه 22 آبان1389ساعت 9:32 بعد از ظهر  توسط سید قاسم حسینی(مدیر وبلاگ )   | 

سید جیکاک :

نوشته گذشته وبلاگ با عنوان " زیارت گاههای مناطق لر نشین و داستان مستر جیکاک "به چالشی ترین و مهمترین  مطلب وبلاگ درخید تبدیل شده است.گروهی از دوستان و خوانندگان گرامی با ارسال پیام ازراه موبایل  وگروهی دیگر با نوشتن دیدگاههایشان در بخش نظرات( خصوصی و عمومی) در این رابطه اظهار نظر کرده بودند و چند نفری از طریق تلفن به بیان نظراتشان پرداختند و این ما را بر آن داشت تا به تحقیق و جستجوی بیشتری در این رابطه ااقدام نموده و شما را نیز به با بخشی از آنچه در این چند روز در رابطه با یکی از مرموزترین ماموران انگلسی در ایران بدست آورده ام قرار دهم .

سرهنگ«جیکاک» مأمور اطلاعاتی بریتانیا، در طی جنگ جهانی دوم و پس از آن در ایران نقش زیادی را  جهت منافع کشورش انجام داد. جیکاک با خاتمه جنگ جهانی دوم به استخدام شرکت نفت ایران و انگلیس درآمد. می گویند که حکومت واقعی مناطق نفت خیز در دست او بود.جیکاک اغلب اوقات خود را در میان عشایرجنوب می گذراند و با توجه به استعداد خارق العاده اش در یادگیری زبان در مدت بسیار کوتاهی توانست زبان فارسی و از آن مهم تر گویش لری بخصوص بختیاری را همچون زبان مادری خود یادبگیرد . به حدی که تشخیص او از مردم عشایر بسیار مشکل بود . خصوصاً اینکه با شگرد های خاص تفاوت ظاهری خود را نیز بوسیله گریم های مداوم با چهره عشایر به حداقل می رساند و البته چنانچه حکایت می کنند آنقدر بر زبان و گویش و تاریخ و فرهنگ بختیاری مسلط بود که چنانچه کسی نیز می خواست از ظاهر او به خارجی بودنش مشکوک شود با صحبت کردن و روبرو شدن با اطلاعات او یقین پیدا می کردند که وی بختیاری است ! جیکاک علاوه بر قدرت فوق العاده اش در زمینه یادگیری و تطبیق با محیط برگ برنده دیگری نیز داشت و آن شوخ طبعی ذاتی وی بود !

نام جیکاک برای مردم مناطق نفت خیز جنوب و خصوصاً مردم مسجد سلیمان و دیگرعشایر بختیاری نامی آشناست . نامی که به نمادی در نیرنگ و حیله گری آنهم از نوع انگلیسی تبدیل شده و حتی امروز نیز معمولاً به کسانی که به نیرنگ و مکر و حیله و البته سیاستمداری از نوع خاص کلمه مشهورند٬ لقب جیکاک می دهند !

جیکاک در راه جلوگیری از ملی شدن صنعت نفت تمام تلاش خود را بکار برد. او علاوه بر تشویق عشایر ها به بی توجهی به ملی شدن صنعت نفت، کوشش نمود تا در کار هیآت خلع ید از شرکت نفت ایران و انگلیس خلل ایجاد نماید. به گفته ی حسین مکی به هنگام عزیمت هیات خلع ید به آبادان، جیکاک تصمیم گرفت عده ای را تحریک کند تا اتومبیل اعضای هیآت را از روی پل بهمن شیر به داخل رودخانه بیندازد اما این توطئه ناکام ماند. سرانجام دولت ایران که به کارشکنی و اخلال جیکاک در امر ملی شدن صنعت نفت پی برده بود وی را از ایران اخراج نمود.

حکایتهای زیادی از حضور سرهنگ جیکاک که بعدها به "مستر جیکاک"  و در اواخر حضورش در ایران به "سیدجیکاک" معروف شد نقل می شود  که در زیر به چند مورد آن اشاره می کنیم:

1- جیکاک در اوایل حضورش در شرکت نفت ایران و انگلیس به عنوان سرپرست یک دکل حفاری مشغول به کار شد. یکروز یکی از کارگران محلی از بالای دکل به زمین افتاد و درجا مرد. افراد محلی که از فوت فامیلشان به شدت عصبانی بودند و جیکاک را مسئول این واقعه می دانستند بسوی او حمله کردند. جیکاک که مرگ را در یک قدمی خود میدید ناگهان به سمت دکل حفاری حمله ور شد و شروع کردن به زدن دکل با مشت و لگد. مردم محلی که شگفت زده بودند ناگهان ایستادند جیکاک که مردد شدن مردم را دید و فهمید انگار نقشه اش گرفته شروع کردن با سر کوبیدن به دکل و فحش دادن که " نامرد تو گئومه(برادرم)  وم گرفتی" و از این گونه صحبتها... نقل می کنند که چند دقیقه بعد مردم دوباره به سمت جیکاک دویدند ولی اینبار نه برای زدن و انتقام گرفتن بلکه برای دلداری دادن به او و جلوگیری کردن از کوبیدن سرش به دکل!

2- از دیگر حکایات جیکاک عصای معروف اوست که با آن معجزه می کرد و وقتی آنرا به بدن کسی می زد به آن شوک عجیبی منتقل می شد! جیکاک مدعی بود عصای او بهترین وسیله برای تشخیص حلال زاده بودن افراد است و با همین شگرد بسیاری از کسانی را که به دلیل مختلف می خواست از وجهه اجتماعی و قدرت بیندازد ، تخریب می کرد ! بعد ها فاش شد که در عصای معجزه آسای مستر جیکاک جز یک پیل خشک الکتریکی و یک مدار ضعیف انتقال برق هیچ چیز وجود نداشته و جریان ضعیف برق باعث انتقال شوک الکتریکی به افراد نگون بختی می شده که مستر جیکاک هنگام تماس عصا با آنها ، دکمه وصل جریان را فشار می داده !!

3- در مجلسی او حاضران را دروغگو معرفی می کرد و هنگامی که قرار بر اثبات شد، کبریتی روشن کرد و گفت: هر کس راست بگوید این کبریت ریشش را نمی سوزاند. اول کبریت را به ریش خود گرفت که نسوخت سپس ریش تمام افراد ساده لوح حاضر را سوزاند . به آنها قبولاند که دروغ گفته اند و البته بعد ها مشخص شد که ریش او مصنوعی و نسوز بود .

4- اقدام بعدی جیکاک پوشیدن لباس روحانیت و عمامه گزاری وی بود! جیکاک مجلس وعظ و منبر برپا میکرد و آخرش هم روضه امام حسین میخواند و وسط روضه موقعی که همه داغ می شدند ناگهان عمامه خود را به درون آتشی که وسط مجلس بود پرتاب میکرد! از بند قبل علاقه جیکاک به پارچه نسوز را بیاد دارید . عمامه نمیسوخت و جیکاک آنرا به عنوان معجزه خود بیان میکرد و ادعای سید بودن میکرد! در ضمن او هیچکس را هم به سیدی قبول نداشت چون عمامه آنها در آتش میسوخت! از اینجا بود که او به "سید جیکاک" معروف شد..

5- به هنگام ملی شدن صنعت نفت، جیکاک یا به قولی سید جیکاک با گشت و گذار میان عشایر  این شعار را به گویش لری برای آنها طرح نمود : "تو که مهر علی من دلته نفت ملی سی چنته"  

"یعنی تو که مهر علی را در دل داری برای چه به دنبال ملی شدن نفت هستی"                 

با نیرنگ های سید جیکاک بعضی از عشایر زندگی خود را رها کرده و با تشکیل دسته جات متعدد و درست کردن پرچم و علم های گوناگون علی علی گویان به امامزاده ها رفته و طلب عفو می کردند.

از تمامی دوستان و همراهان  درخواست می کنیم چنانچه اطلاعاتی و یا شنیده ای در مورد این مرد مرموز انگلیسی دارند برایمان ارسال نمایند تا با نام خودشان جهت روشن شدن بخش مهمی از تاریخ این کهن مرزوبوم انتشار نماییم . .

منتظرنظرات ارزشمندتان هستیم .

 یا حق .  

+ نوشته شده در  چهارشنبه 19 آبان1389ساعت 10:18 قبل از ظهر  توسط سید قاسم حسینی(مدیر وبلاگ )   | 

زیارتگاههای مناطق لر نشین و داستان "مسترجیکاک":

وجو داماکن متبرکه٬زیارتگاهها٬قدمگاهها٬بارگاههاوقبورفراوان در مناطق لر نشین و بخصوص ممسنی و رستم ما را بر آن داشت تا در این رابطه و صحت برخی از این اماکن و اطلاق نام ((امامزاده)) بر آنها٬ دست به یک تحقیق و جستجو بزنیم.کسانی که علاقمند به تاریخ مناطق لرنشین هستند ٬قطعا با نام" مستر جیکاک انگلیسی" آشنا هستند و داستان های زیادی از این مامور دولت انگلیس در ایران شنیده اند . در رابطه با وجود اماکن متبرکه فراوان در ممسنی و رستم و سایر مناطق لر نشین دلایل زیادی می توان بیان نمود . در زیر به تعدادی از این دلایل و  از جمله داستان مستر جیکاک اشاره خواهیم کرد:

۱-یک دسته از این اماکن متبرکه همراهان و مسافرانی بوده اند٬ که همراه باحضرت احمد بن موسی کاظم (شاه چراغ )٬ حضرت محمد بن موسی (سید میر محمد )و  حضرت حسین بن موسی (سید علاءالدین حسین )برادران امام رضا (ع )در سال ۲۰۲هجری قمری به سوی خراسان رهسپار بودند و در بین راه مورد حمله عمال بنی عباس قرار گرفتندو در مناطق لر نشین که محل عبور انها بوده کشته شده اند .

۲- دسته ی دوم :مهاجران شیعی و اولاد ائمه که به علت ظلم و ستم عمال خلفای بنی عباس به مناطق لر نشین که بیشتر کوهستانی و صعب العبور هستند٬ پناهنده شده اند.

۳- دسته ی سوم :نه امام هستند و نه امام زاده. بلکه گروهی از مغان ٬ بزرگان زرتشی و روحانیون بلند پایه این دین ایرانی هستند که مورد احترام و پرستش مردم بوده اند و طی یک دوره تاریخی استحاله شده و به عنوان زیارت گاه و با نام امام زاده مورد پرستش مردم منطقه قرار می گیرند. نمونه و مثال های فراوانی در این رابطه می توان بیان نمود که در آینده نام برخی از این اماکن را جهت آشنایی خوانندگان دراین وبلاگ خواهیم آورد.

**لیکن نمی توان دست استعمار پیر انگلیس را در وجود برخی از این اماکن دینی در مناطق لر نشین و از جمله ممسنی و رستم نادیده گرفت .

((شخصی انگلیسی به نام مستر جیکاک در اواخر سلطنت مظفر الدین شاه قاجار برای کنترل و نظارت بر استخراج نفت به مناطق بختیاری ٬ ممسنی و کهگیلویه می آید٬وی چراغ قوه ای عصا گونه که طول آن هم زیاد بوده به همراه داشت . مرم لر نشین هیچ شناختی ازاین وسیله جدید و نحوه کارآن نداشتند و بسیار برای انها غریب و ناشناخته بود . مستر هیچگاه رمز کار کردن با این وسیله سحر انگیز را به کسی نگفت .مستر در هر دهی که وارد می شد و شرایط را از نظر جمعیت و موقعیت مناسب می دید ٬اعلام می کرد که یکی از ائمه را به خواب دیده است و از او خواسته شده است هر جا که چراغ او روشن می شود اقدام به ساخت بارگاهی نماید.مستر اهالی را وادرار می کرد با هزینه و کمک مالی خودشان به ساخت این بارگاه اقدام نموده و به زیارت این مکان رو آوردند .نکته جالب در این است که در این دوران در مناطق لر نشین مسجدی وجود نداشت اما کمتر روستایی پیدا می شود که از جمعیت و شرایط مناسبی برخوردار بوده و زیارت گاه نداشته باشد . باید توجه داشت٬ این اماکن مذهبی درمناطق نفت خیز بیشتر است .

هدف مستر جیکاک این بود که مردم را جهت ایجاد امنیت و جلوگیری از غارت شرکت های انگلیسی در این مناطق نگه دارد و با این کارآنها را سرگرم مراسم مذهبی نموده و  شرکت های انگلیسی با خیال راحت اقدام به حفر چاه نفت نمایند .

بسیار جالب است که بدانید مستر زبان لری را با تسلط کامل سخن می گفتند و شعرهای لری هم منتسب به ایشان وجود دارد و ایشان دارای پوشش مذهبی بوده و لباس معممین را بر تن داشتند.

شعر ((...تو که مهر علی من دلته ٬نفت ملی سی چنته ؟...))را به او نسبت می دهند .

در رابطه با مستر جیکاک و داستان های ساخت زیارت گاهها در مناطق لر نشین در آینده مطالبی خواهیم نوشت و در ضمن از شما خوانند گان عزیزتقاضا داریم چنانچه در این رابطه مطلبی دارید برایمان ارسال نمایید تا با نام خودشما اقدام به چاپ انها نماییم .

نظرات شما٬ ما را به ادامه راه امیدوار تر می کند .

یا حق .         

+ نوشته شده در  شنبه 15 آبان1389ساعت 7:36 بعد از ظهر  توسط سید قاسم حسینی(مدیر وبلاگ )   | 

معرفی شهیدان منطقه ی درخید (3):

درروزهای گذشته دو نفر از شهیدان بزرگوار منطقه را جهت آشنایی شما دوستان والگو برداری جوانان معرفی کردم واینک نخستین شهید منصورآباد  :

شهید سید جواد حسینی :

 در خانواده ی مرحوم ((حاج محمد جعفر حسینی ))درسال کودتای ننگین ۱۳۳۲پسری دیده به جهان گشود که بعد ها همه را با رشادت ها و دلاوری هایش مجذوب خود کرد . سال سخت ۳۲باید چنین فرزندان بزرگی را به میهن بزرگ مان ایران هدیه می داد چرا که سختی ٬ظلم و حقارت تحمیل شده بر ایرانیان  مردم و کودکان تولد یافته در این سالها را آب دیده و از جور و ظلم و ستم متنفر کرده بود و این شد دلیلی تا سید جواد بزرگ بیاندیشد٬ایران را دوست بدارد و در راه آن تا پای مرگ جانفشانی کند .

در جنگ با رژیم بعث عراق درمنطقه ی سر پل ذهاب مجروح شد و به بیمارستان کرمانشاه انتقال داده شد .شدت جراحت باعث شد تا او را به بیمارستان لقمان الدوله تهران انتقال دهندو لی او از عالم خاک بریده بود و در تاریخ ۰۲/۰۹/۱۳۵۹به سوی خدایش رهسپار گردد.

از او سه فرزند ٬دو پسر و یک دختر به یادگار مانده است

روحش شاد و راهش پر رهرو باد .

دیدگاههای شما بزرگواران باعث دلگرمی ماست .

یا حق .

+ نوشته شده در  سه شنبه 11 آبان1389ساعت 1:11 بعد از ظهر  توسط سید قاسم حسینی(مدیر وبلاگ )   | 

یاد ها و خاطره ها (1) :

آره . پایان این هفته هم رفتم منصورآباد ؛ به روال هفته های گذشته .چه میشه کرد ٬عشق ما به منصورآباد تمومی نداره .شاید جای دیگه ای رو  هم نداریم ٬شاید . می خوام  براتون خاطره بگم٬  از چند تا موضوعی که در پایان هفته ی گذشته تو منصورآباد دیدم .  

۱-دیروز هفتم آبان ماه بود ٬زاد روز کوروش بزرگ .پیام های زیادی به این مناسبت دریافت کردم.راستشو بخواین٬ من به هیچ کس پیام ندادم .نه٬ این فکرو نکن .کوروش برام خیلی بزرگه و بسیارم دوستش دارم ؛ دلیلش گرفتاری بود نه چیز دیگه ای .رفته بود روستای سراب سیاه کنار چشمه های سرآب سیاه (همون کره سه خودمون ).اونجا یه زمین داشتیم که از سال ۵۲ تاکنون کسی تو این زمین کشاورزی نکرده ولی حالا به علت کمبود آب دریاچه سر آسیاه خشک و قابل کشاورزی شده و دوستانی به حریم اون تجاوز کرده بودند و این شد علت گرفتاری ما.به اون زمین ها می گن "گردآهره"یعنی آسیاب گرد.چرا که بر روی مسیر آب دریاچه سراب سیاه و شاخه شمال غربی آن (شاه نشین )یک آسیاب قدیمی ساخته بودند که دایره مانند بوده و به همین دلیل نامش شد ه"گرد آهره ".آب دریاچه هم که خیلی پایین رفته و این شده یه دلیل مهم ٬برا یه عده که به بیشه زار ها و مراتع اطراف دریاچه ی سرآسیاه حمله کنند و اگه بتونند برا خودشون زمین کشاورزی دست و پا کنند ٬حتی به قیمت تجاوز به زمین دیگران .خدایا باران رحمتت را ببار؛ به قیمت زیر آب رفتن زمین "گرد آهره ". 

زمینو ولش کنید . دو تا از پیام ها ی رسیده را براتون می نویسم تا شما هم استفاده کنید : 

*سرزمینی که مردمش آسوده نباشند ٬پادشاهش عادل نیست .

*زانو نمی زنم ٬حتی اگر سقف آسمان کوتاه تر از قد من باشد.

هر دواین پیام ها ازسخنان کوروش بزرگند.

۲-دیروزو دیشب یه چیزدیگه ای هم دیدم و شنیدم که مدت هاست در روستاهای ممسنی و رستم شاهد اونیم :حفاری های گسترده غیر مجاز در طول شب ؛چند سالیه که هر بارمی شنویم و می بینیم که زمینی یا تپه ای را در این شهرستان ها کنده اندو در این بین روستاهای منصورآباد ٬ حسین آباد و بخصوص اطراف چشمه سارهای سراب سیاه از لطف این دوستان اهل فرهنگ٬ بیشتر از همه جا سهم داشته اند. حتی دریغ ازیک مورد پیگیری .

۳-به قول دوستی :((بوازه که رفت ٬برکت و رحمت هم از منصورآباد رفت .))چشمه ی زیبا و بزرگ بوازه (=چشمه ی بزرگ ) چند سالی است که خشک شده .این چشمه ی قدیمی و مهم که بین دو روستای منصورآباد سفلی و علیا قرار دارد و به دلیل پر آبی در طول تاریخ ٬زندگی و سکونت های مهمی در اطراف آن قرار داشته به طوری که هر سال با شخم زدن زمین های کشاورزی پیرامون آن ٬شاهد خارج شدن کوزه شکسته ای٬سنگ قدیمی و حتی ته ستونی باستانی از دل خاک بودیم ؛چند سالی است که به دلیل نا سپاسی و حسادت زیاد هم ولایتی ها ی من٬ بوازه منصورآباد را فراموش کرده و جایش را به اعتیاد٬ ولنگاری ٬افسردگی و ... ناشی از بیکاری و فقر داده است و من در گشت و گذار های شبانه در اطراف این روستاها شاهداین همه بدبختی بودم .

خدایا توانایی شناخت "کوروش "را به ما ارزانی دار .

خدایا "بوازه" می تواند ریشه اعتیاد را از منصورآباد بخشکاند آن را به ما برگردان .

خدایا "کره سه =دریاچه سیاه" را پر آب گردان .

خدایا  کمک کن تا "ناپاسپاسی  "از منصورآباد رخت بربندد.

خدایا ما را به "داشته ها  وتوانایی هایمان" آگاه گردان.

نظرات شما باعث دلگرمی ماست ٬بندیرتان می مانیم .

یا حق . 

 

+ نوشته شده در  شنبه 8 آبان1389ساعت 2:54 بعد از ظهر  توسط سید قاسم حسینی(مدیر وبلاگ )   | 

سورنا که بود ؟

در سال ۱۳۸۷بخش رستم شهرستان ممسنی از این شهرستان جدا و شهرستان رستم به مرکزیت شهر مصیری  تشکیل شد. شهرستان نوپای رستم از دو بخش مرکزی به مرکزیت شهر مصیری و بخش سورنا به مرکزیت روستای کوپن تشکیل شد.اکنون این سوال پیش می آید که :سورنا کیست ؟ آنچه در منطقه ی رستم در این رابطه وجود دارد دو اثراست ٬یکی تپه ی تاریخی سورنا در سمت راست جاده ماشین روی نور آباد - اهواز که بلند ترین تپه باستانی ممسنی و رستم است و از نظر تاریخی بسیار اهمیت دارد٬ دیگری  پوزه سورنا در ابتدای روستای کوپن مر کز همین بخش . نگارنده این کلمه را بارها از زبان گذشتان شنیده است و تاریخ دقیقی نمی توان به اطلاق نام سورنا (سرنا )به این پوزه ٬پیچ ویا دماغه نمود .مردم منطقه ی تاریخی رستم اعتقاد دارند که سردار دلاور اشکانی ٬سورنای بزرگ با رومیان در زمان پادشاهی اشک سیزدهم ٬پادشاه مقتدر اشکانی در دامنه ی این کوه جنگید .به همین دلیل این پوزه ٬ پیچ و یا دماغه ی کوه را سرنا (سورنا )نامیده اند .این موضوع سبب شد تا"درخید" مختصری ازسرگذشت این  بزرگ مرد ایران دوست راجهت آشنایی بیشتر شما تقدیم نماید. 

سورنا یکی از سرداران بزرگ و نامدار تاریخ است که سپاه ایران را در نخستین جنگ با رومیان از سوی اشک سیزدهم ( ارد  orod * ) پادشاه دلاور اشکانی فرماندهی کرد و رومی ها را که تا آن زمان قسمتی از ارمنستان و آذربادگان را تصرف نموده بودند با شکستی سخت و تاریخی روبرو ساخت. «ژول سزار» Julius Caesar و «پومپه» Pompee و «کراسوس» Crassus سه تن از سرداران بزرگ روم بودند که کشورهای پهناوری را که به تصرف این دولت درآمده بود، اداره می‌کردند.

«کراسوس» فرمانروای شام (سوریه) بود و برای گسترش دولت روم در آسیا، سودای چیرگی بر ایران و سپس هند را در سر می‌پروراند و سرانجام با حمله به ایران این نقشه خویش را عملی ساخت. «کراسوس» با سپاهی مرکب از 42 هزار نفر از لژیونهای ورزیده روم که خود فرماندهی آنان را بر دوش داشت به سوی ایران روانه شد ارد پادشاه ایران که خود در شرق ایران در حال جنگ با مهاجمین بود ، یکی از فرماندهان بسیار باهوش و شجاع خود به نام سورنا را به جنگ رومی ها فرستاد. نبرد میان دو کشور در سال 53 پیش ازمیلاد واز آذربادگان آغاز و تا قلب میان رودان(عراق کنونی )ادامه یافت . در جنگی که در جلگه‌های میان رودان ( بین‌النهرین ) و در نزدیکی شهر کاره Carrhae «حران» روی داد٬ سورنا با یک نقشه نظامی ماهرانه و به یاری سواران پارتی که تیراندازان چیره دستی بودند، توانست یک سوم سپاه روم را نابود و دستگیر کند. «کراسوس» و پسرش «فابیوس» Fabius در این جنگ کشته شدند و تنها شمار اندکی از رومی ها موفق به فرار شدند. جنگ "حران "که نخستین جنگ میان ایران و روم به شمار می‌رود، در تاریخ اهمیت بسیاری دارد. زیرا رومی ها پس از پیروزیهای پی‌درپی برای نخستین بار در جنگ شکست بزرگی خوردند و این شکست بر قدرت آنان در دنیای آن روز سایه افکند و نام ایران و دولت پارت را بار دیگر در جهان پرآوازه کرد.دولت روم در پیشرفت مرزهای خود در شرق، با سد نیرومند ایرانیان شجاع روبرو شد و از آن زمان به بعد گسترش و توسعه آن دولت در آسیا، پایان پذیرفت. پس از پیروزی «سورنا» بر «کراسوس» و شکست روم از ایران، نزدیک به یک سده، رود فرات مرز شناخته شده میان دو کشور گردید و رومی ها برای جلوگیری از شکست های آینده و به پیروی از ایرانیان ناچار شدند به وجود سواره نظام در سپاه خود توجه بیشتری نشان دهند.
مرگ سورنا ، باعث شد اروپاییان  مرگ او را برگردن اشک سیزدهم بیافکنند تا بدین گونه انتقام از پادشاه مقتدر امپراتوری ایران بگیرند .
متاسفانه این دسیسه کارگر افتاد. بگونه ای که زخم این نیرنگ سپاه ایران را ضعیف و ضعیف تر نمود .
و تا پایان دوره سلسله اشکانی دیگر سپاهی به اقتدار و بزرگی دوران اشک سیزدهم پدید نیامد .
اروپاییان هر گاه در صحنه قدرت نتوانستند پیش روند ، دست به حیله گری و دروغ گویی زده  و فاحش ترین نمونه آن دسیسه چینی در طی سلسله اشکانی است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 6 آبان1389ساعت 11:13 قبل از ظهر  توسط سید قاسم حسینی(مدیر وبلاگ )   | 

اسامی روستاهای شهرستان رستم ممسنی :

اسامی روستا های شهرستان را از دیگر وبلاگ های شهرستان برداشت کرده و در اینجا جهت استفاده شما دوستان گرامی قرار داده ام ٬اگر چه  ممکن است٬ روستایی از قلم افتاده باشد و نام بعضی از روستاها اشتباه ثبت شده باشد.چند مورد از اشتباهات نگارشی را در حد اطلاعات خودم اصلاح کردم و از شما خوانندگان بزرگوار تقاضا دارم ٬جهت دقیق تر شدن این نوشته دیدگاهای اصلاحی تان را در قسمت نظرات ارائه نمایید.

بيمي سفلي- پاتاوه تلخاب عليا -باباآدم شوسني- تنگ آب گردو -تل بندو- شهرك گودرز -جوبال -دهنومركزي- ضامني -چهارطاق- دهنومقيمي -باباگورين- دنبيلدان- قلمدون- باباميدان زيرراه -دودك سفلي- منصورآبادسفلي-منصور آباد علیا-منصورآباد سرآب سیاه - باباميدان عليا -ده گاه- بالنگان عليا-  جاني آباد(کرم آباد ) -عبدالهي عليا - دزدك سفلي- باباميدان سفلي- سماك- دورگ اتابك- تل سفيد- شيرخوسي سفلي -دهنوسادات-  قلعه مورد -دهنوسادات پائين- دشتك عليا-  اسلام اباد -گره نظرآباد -  جهادآباد- شهنه- سيدحسين -بالنگان وسطي- شيخي زيردو-  تنگ سي -كراشوب- آب آنجيرسفلي -تيمورآباد- ميرخيراله- آب آنجيرعليا- حبيب آباددورگ- بخش زيردو آب- چناران- خنگ طاهري- بيدگرد آبگرم- دزدك عليا - تل كهنه- پاي تفت جليل- دورگ مدين(دهنو) -دوكنارون زيردو- پاي تفت گوهرگان- دهنوسادات وسطي- عبدالهي سفلي - گردن قلات- تل سفيدسفلي- سروندان- گورآب رستم -تل سفيدعليا -شهرك دهنو- قلمدان وسطي- انجيره- كول باكول كوچك- بالومه چاهگاه گرگي- برآفتاب زيردو -چشمه بري-  بردكوه- چهل كره گورآب- يقه سنگر- زوال دلي امين نذر رستم-  خدابخش زوال -دودك عليا -چهارقاش -تلخ آب -خنك پيرسبز- دودك وسطي- حسين آبادرستم -دولت ابادعليا -ده خليل - شاه جهان احمد -ده گردنه رنگك- دلي بيك كوشك سفلي-  نوگك -نارنجان رستم -سينجاز كوه دول نسه انجيره- سيدشريف شهدا -پوزه سرنا-  پيرشمس- آب سفيد- شيرخوسي عليا -خنيمه بالا -آب نارو - كوپن عليا- اشكفتستان -كنگرستان- اكبري - كوپن وسطي- برده خران كوه عنا- مراسخون سفلي- پرزه تنگ گجستان -مراسخون عليا- تل پير- گردنه دلي باريك- عرب خاکک- تنگ محمدصالح -گل گرد- خنيمه پائين -چشمه كناري گوراب -زيرگر -دره موردي گون- فخرمكان- دشتك سفلي -مله خيكنده -كوپن سفلي- دلي قائدشفيع -مله كنگون

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 5 آبان1389ساعت 9:40 بعد از ظهر  توسط سید قاسم حسینی(مدیر وبلاگ )   | 

معرفی شهیدان منطقه ی درخید (2):

میهنمان ایران در جنگ ناخواسته با کشور عراق٬ این دشمن ننگین٬ بسیاری از فرزندان پاک ٬شجاع و رادمردش را از دست داده است.ما بر آنیم تا پاس بداریم این بزرگ منشی را و بزرگی و جوانمردی این دلیرترین  فرزندان ایران را ثبت نماییم تا الگویی باشد برای دیگرجوانان وطنمان ایران .پاینده باد ایران .

شهید کیامرث دهقان : 

در سال ۱۳۵۱در خانواده مرحوم" کاید شاه محمد دهقان "فرزندی به دنیا آمد که نشانه های زیادی از بزرگی و پاکی را با خود داشت. مردم روستای منصورآباد او را با صفات نیکویش می شناختند و با وجود سن کم با اخلاق نیکو و رفتارهای بزرگ وارانه توانسته بود اعتماد همه را به خود جلب نماید.

وی تحصیلات ابتدایی و راهنمایی را در زادگاهش به اتمام رساند و همواره در طول این مدت در کارهای کشاورزی  یار و کمک کار خانواده بود.

شجاعت او اجازه نداد از جنگ و دفاع از میهنش ایران٬ دور باشد و این شد عاملی برای حرکت به خوزستان و پاسداری از مرزها.

خاک "فکه" همواره باید به خود بنازد که قطرات خون سرخ این شهید راه وطن را در خود به یادگار دارد . ۲۴/۲/۱۳۶۵روزپیوند او با خدایش بود و رفت تا خاکیان را در حسرت دیدارش داغدار نماید. 

روحش شاد و راهش پر رهرو باد.

بندیر نظرات شما بزرگان هستیم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 5 آبان1389ساعت 9:10 قبل از ظهر  توسط سید قاسم حسینی(مدیر وبلاگ )   | 

گردش گران ایرانی وجهان گردان خارجی در شهرستان های ممسنی و رستم :

شهرستان های ممسنی و رستم به علت داشتن دشت های وسیع و  حاصل خیز ٬ منابع آب فراوان ٬چراگاههای وسیع و همچنین آب و هوایی نسبتا معتدل و مطلوب از کانون های مهم اسقرار انساندر دوره های پیش و پس از تاریخ بوده اند .به همین سبب تمدن های نیکویی در آن رشد یافته و به بالندگی و بلوغ رسیده است .

وجود آثار پیش از تاریخ که قدمت آنها به ۸۰۰۰سال پیش از میلاد و پس از تاریخ که قدمت آنها نیزبه۵۰۰۰سال پیش برمی گردد ٬به این شهرستان ها جایگاهی بسیار  عظیم و در خور توجه بین تمامی تاریخ نویسان٬ایران دوستان و محققان داده است .

هر ساله گردشگران و جهان گردان بیشماری از سراسر ایران رهسپار ممسنی و رستم شده تا با گردش در طبیعت و دیدن سنگ نبشته ها ٬بناها٬ حجاری هاو آثار و بقایای شهرهای باستانی مدفون در این نقطه ازخاک ایران روح جستجو گر خود را با دیدن این آثار ارزشمند تاریخی و طبیعی جلاداده و لذت ببرند.

ایران گردان از تمامی شهرهای ایران در تمامی طول سال٬ بخصوص در فصل بهار و اواخر زمستان به دلیل قرار داشتن این دو شهرستان در شاهراه ارتباطی فارس به خوزستان  به سوی این نقطه رهسپار شده و با گشت و گذار در اماکن تاریخی و دیدنی های طبیعی با کوله باری از خاطرات به شهر و زادگاه خود برمی گردند.

جهان گردان از ملیت های ٬آلمانی ٬فرانسوی ٬ایتالیایی٬ژاپنی ٬انگلیسی٬آمریکایی ٬استرالیایی ٬کانادایی ٬اسکاتلندی ٬روسی (بخصوص دانشمندان روسی در نیروگاه اتمی بوشهر) و چینی های بندر عسلویه به این دو شهرستان روی می آورند.

رسالات و مقالات متعددی در رابطه با اماکن تاریخی و نقاط دیدنی ممسنی و رستم توسط دانشمندان خارجی چون "پرفسور مینورسکی و بارتولد"روسی٬"پرفسور ارنست هرتسفلد" آلمانی ٬"دکتر سر اورل استین و پرفسور سترنج" انگلیسی ٬"پرفسور هایس گاوبه" اتریشی ٬"دکتر ماکروگراسیانا"ایتالیایی ٬"دوید "فرانسوی ٬"دکتر کی کیو آتاراشی هورشی "ژاپنی و "پرفسور دنیل پاس "عیلام شناس استرالیایی به رشته تحریر در آمده است .

اما نکته قابل تامل و موضوعی که می باییست نماینده مردم ممسنی و رستم  ٬فرمانداران و مسئولین این دو شهرستان٬استاندار و مدیرکل سازمان میراث فرهنگی ٬ صنایع دستی و گردشگری فارس به آن توجه خاص نشان داده و در اسرع وقت در رابطه با آن چاره جویی نمایند٬عدم وجود اماکن اقامتی مناسب از قبیل :هتل ٬ رستوران و سایرغذا خوری های در این شهرستان ها می باشد.بارها دیده شده است که گردشگران ایرانی و جهان گردان خارجی با وجود تمایل به ماندن در این شهرستان ها ناچارند جهت اقامت در شب به شهر شیراز و دیگر شهرهای اطراف رفته که باعث  ناخشنودی و ناراحتی آنها شده و  این کمبودتمامی خاطرات خوش سفر به شهرستان های ریباو تاریخی ممسنی و رستم را از یادو خاطر آنها خواهد زدود.

لذا بدین وسیله از تمامی این بزرگواران درخواست می شود ٬تلاش نمایند تا این نقیصه ی بزرگ را از چهره این دو شهرستان رفع نموده واز این طریق زمینه ی رونق رادرممسنی و رستم فراهم آورند.

*در این نوشته از مقاله آقای حسن حبییی فهلیانی در شماره ۷۹ آوای نور استفاده شده است.

بندیر نظران شما بزرگواران هستیم .

دادار ناپیدا نگهبان شما باد.   

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 2 آبان1389ساعت 8:15 بعد از ظهر  توسط سید قاسم حسینی(مدیر وبلاگ )   | 

معرفی شهیدان منطقه درخید(1):

روستای منصورآباد و حومه در راه پاسداری و نگهبانی از میهن بزرگمان ایران٬ بزرگانی تقدیم نموده و عزیزترین فرزندانش را از دست داده است .این وبلاگ بر آن است تا در سلسه نوشته هایی به معرفی این بزرگ مردان عرصه عمل اقدام نماید.

 لازم به یادآوری است :ترتیب معرفی این شهیدان صرفا بر اساس اطلاعات و منابع در دسترس نویسنده ی این وبلاگ می باشد.

شهید سیدهدایت عنایی: 

در سال ۱۳۴۴در روستای منصورآباد دیده به جهان گشود.وی از سادات شاهزاده قاسم ساکن منصوراباد می باشد.دوران ابتدایی را در زادگاهش ٬روستای منصوراباد و دوره راهنمایی را در روستای ده نو گذراند. پس از مدتی  روح خدا جویش او را به سمت حوزه علمیه کشاند.

پس از شروع جنگ روح بزرگ و میهن دوستش او را به سمت خوزستان و جنگ با دشمن ننگین رهسپار نمود.

در تاریخ ۱۶/۸/۶۵در جزیره مجنون پس از نشان دادن رشادت های بسیار در راه پاسبانی از ایران شربت شیرین شهادت را نوشید.

از این شهید بزرگ یک فرزند پسر به نام "سید رضا" به یادگار مانده است که هم اینک در روستای منصوراباددر حال گذران زندگی می باشد.

روحش شادو راهش پر رهرو باد.

بندیر نظرات شما بزرگان هستیم. 

  

+ نوشته شده در  یکشنبه 2 آبان1389ساعت 8:25 قبل از ظهر  توسط سید قاسم حسینی(مدیر وبلاگ )   | 

 

ابزار و قالب وبلاگبیست تولزکد تلوزیون انلاین

ابزار و قالب وبلاگبیست تولزکد تلوزیون انلاین