تبليغاتX
درخید رستم ممسنی

درخید رستم ممسنی

این وبلاگ بر آن است تاگامی هر چند کوچک جهت معرفی مردم سرزمین انشان (قوم لر)بردارد.

گهر زاگرس لرستان اولین نماینده مردم لر در لیگ برتر فوتبال کشور :

گهر زاگرس لرستان یا همان گهردورودلرستان به عنوان اولین نماینده فوتبال لرستان و مناطق لرنشین به لیگ برتر فوتبال کشور صعود کرد . گهر لرستان لیگ برتری شد تا لرها هم در لیگ برتر صاحب شناسنامه شوند . اگرچه همه ما می دانیم که جوانان توانمند مناطق لرنشین همواره در فوتبال ایران حضوری درخشان داشته و دارند و در تیم های مختلف در سراسر ایران حضورشان چشمگیری است و همواره بسیاری از ایرانیان تیم فولاد خوزستان را تیم لرهای می دانند اما گهر اختصاصاً به لرها تعلق دارد و این خوشحالی همه لرهای ایران را دوچندان کرده است .افرادی چون عبدالله ویسی ،برادران بختیاری زاده ،افشین حاجی پور ،ایمان مبعلی ،شهرام گودرزی ،سروش رفیعی و ...در فوتبال ایران هستند و خواهند ماند و با آمدن گهر زاگرس لرستان این جمع گسترده و متفرق تکمیل وشناسنامه فوتبال لرها در ورزش ایران کامل تر گردید. 

دیروز تیم گهر دورود در یک بازی مهم با تیم فوتبال ایران جوان بوشهر به مساوی صفر -صفر رسید تا در مجموع دو بازی رفت و برگشت و با احتساب گل زده در خانه حریف درمجموع با نتیجه ۱-۱ایران جوان را از پیش رو بردارد و به لیگ برتر فوتبال صعود نماید . دیروز بازی را تماشا کردم و از این پیروزی بسیار خوشحال شدم . وقتی به درون خود توجه کردم تا مهمترین دلایل این شادی مضاعف را دریابم ،به نتایج زیر رسیدم .

۱-ورزش مناطق لرنشین ؛با این پیروزی توانایی مناطق لر نشین در فوتبال کشور برای سایر ایرانیان شناخته تر می شود .(البته من خود به این توانایی ایمان داشته و دارم . ) 

۲-لرستان را دوست دارم ؛ ۴سال از بهترین دوران زندگی ام را در دانشگاه لرستان و بین مردم خونگرم لرستان سپری کرده ام و  به نوعی به این مردمتعلق خاطردارم .

۳-"زاگرس "را دوست دارم ؛ در نام این تیم به این کوههای اشاره شده است .

۴-دریاچه "گهر "دورودلرستان را دوست دارم ؛ نام این تیم می تواند این جاذبه گردشگری بی نظیر را هرچه بهتر به ایرانیان بشناساند .

۵-آقای رحمتی منفرد؛ایشان  چند سال رئیس من در بانک رفاه بود .  مردی توانا از سرزمینی توانا . ایشان مدیری توانا،کاردان وبی غرض  بودند. لرها را دوست دارد و همواره و در همه جاخود را نماینده" مردم لر" می داند و به همین دلیل سعی می کند بهترین عملکرد و رفتار را داشته باشد تا شایسته نمایندگی "مردم لر "باشد . اگرچه هیچ گاه این علاقه اش به مردم و مناطق لرنشین باعث ایجاد حس تمایز بین کارمندانش نمی شد ودرساعات کار اداری همه را با یک چشم می دید و فقط به توانائیها توجه داشت. اینها روحیاتی عجیب و دوست داشتنی بودند که دراین مرد دیدم و علاقه ام  را به لرستان دوچندان کرد . رحمتی منفرد این روزها مدیر بانک رفاه دراستان لرستان است و می دانم که از این صعود بسیار خوشحال شده ؛این پیروزی را به ایشان هم تبریک می گویم .

۵- شهردورود در لرستان و شهر یاسوج مرکزاستان کهگیلویه و بویراحمد دو شهرمناطق لرنشین هستند که داعیه ی "پایتخت طبیعت بودن در ایران "را دارند والحق هر دو مستحق این نامند . این پیروزی و این حضور در لیگ برتر فوتبال می تواند شهر دورود را به ایرانیان معرفی نماید و این باعث خو شحالی من میشود .

ایرانی باشد و ایران را دوست داشته باشید .

خداوند نگهدارتان باد .

+ نوشته شده در  پنجشنبه 21 اردیبهشت1391ساعت 2:17 بعد از ظهر  توسط سید قاسم حسینی(مدیر وبلاگ )   | 

طبیعت زیبای ممسنی

امروز عکس زیبایی از طبیعت ممسنی در سایت تابناک دیدم که حیفم آمد، شما دوستان خوب وبلاگ "درخید "را از دیدن آن محروم کنم. طبیعت ممسنی و رستم در بهار امسال کم نظیر بود که به با توجه به بارش باران های بهاری هنوز هم دیدنی است . اگرچه سبزه ها و گندم زارهای ممسنی و رستم این روزها سبزی موجود در این عکس را ندارند و کمی طلایی رنگ شده اند؛ اما هنوز هم با دیدن این مناظر بکر و زیبا هر انسان آزاده ای به وجد خواهد آمد وبرآفریننده یکتا درود خواهد فرست .

من معتقدم ممسنی و رستم می توانند به یکی از کانون های مهم طبیعت گردی ایران در روزهای نوروز تبدیل شده و می توان با برنامه ریزی درست از این همه ظرفیت بکر و خدا دادی بهره برد . اما افسوس که ...

من اعتقاد دارم : بالاترین نوع شکر گذاری و بهترین روش سپاس از آفریننده ی بزرگ جهان استفاده ی صحیح و بجااز نعمت هایی است که به ما داده و عکس این کار بزرگترین نوع کفران نعمت است .   

ایده ها و آرزوهای خود را در مورد طبیعت بکر و شگفت انگیز

 ممسنی و رستم با ما در میان بگذارید .

+ نوشته شده در  سه شنبه 19 اردیبهشت1391ساعت 3:20 بعد از ظهر  توسط سید قاسم حسینی(مدیر وبلاگ )   | 

"نور باران" منتشر شد .

پنجمین شماره از ماهنامه "نورباران "ویزه ممسنی و رستم منتشر شد .

پنجمین شماره از ماهنامه نورباران ویژه شهرستان های ممسنی و رستم منتشر  و از 13 اردیبهشت ماه 91 قابل تهیه از روزنامه فروشی ها و دكه های معتبر شهرستان های ممسنی و رستم می‌باشد.

ماهنامه نورباران

آنچه در این شماره می‌خوانید:

وای جنگل ...! چه كسی پاسخگوست!؟ / گزارش

::""فرصتها مثل ابرهای بهاری در گذر هستند/ سیدمحمدرضا رستمی

بخش سورنا در شهرستان رستم بدون بخشدار/ اخبار

به افرادی كه به خود اجازه میدهند با دست به سلاحشدن و تعرض به حقوق افراد باعث اخلال در نظم جامعه شوند، اخطار میشود كه طبق قانون به شدّت با آنها برخورد خواهدشد/ محمدمهدی انصاری دادستان عمومی و انقلاب ممسنی

ایلراهها و اتراقگاهها مهمترین مشكل 5700 خانوار عشایری در راه كوچ بهاره/ مهندس گودرزی سرپرست اداره امور عشایر ممسنی

چرا سرانه ی مطالعه كتاب در كشور ما كم است؟/ مهشید شفیعی

ترافیک سنگین "پل فهلیان" بخشی از شیرینی سفر به دیار سر سبز ممسنی و رستم را به کام مسافران نوروزی تلخ کرد!/ سید قاسم حسینی

ایجاد 60 هزار فرصت شغلی با طرد اتباع بیگانه ی غیر مجاز از استان فارس/ دكتر عباسی مدیر كل تعاون، كار و رفاه اجتماعی فارس

حادثه ی رانندگی در جاده ممسنی به شیراز/ اخبار

نِیاز ممسنی: آبادانی برای زیستن-ما هنوز زندهایم...لطفاً زندگی بیاورید؟/ محمدرضا چوبینه

در ممسنی و رستم شرایط ایجاد منطقه ی ویژه ی اقتصادی وجود دارد/ حمیدرضا دهقان

تجدد و تجدد گرایی/ مهدی كشكولی

خیـاطِ بدون انـدازه/ محمدمهدی نیکنام

دو كلمه حرف حساب از گل آقا/ هیئت تحریریه

هفته ی معلم نگرشی نو برعملکرد خویشتن .../ مرتضی رضائی درزی، بابامنیر، ماهورمیلاتی

شعری برای معلم/ حسین خلفی

دریچه ای از وبلاگ نوربان/ هیئت تحریریه

ضرب المثل های لری/ هیئت تحریریه

در جام جهان بین/ هیئت تحریریه

مخصوص خانم ها! / هیئت تحریریه

پیامك های شما/ / هیئت تحریریه

علت اصلی بوی بد دهان / هیئت تحریریه

دیگر نگران طاسی سر خود نباشید! / هیئت تحریریه

تست آی کیو (IQ) / هیئت تحریریه 

زیر پوست شهر/ هیئت تحریریه

حادثه دلخراش رانندگی در شهرستان رستم منجر به درگذشت زوج جوان شد/اخبار

سومین سال برپایی اردوی علمی، فرهنگی و آموزشی مدارس ابتدایی شهرستان ممسنی به پایان رسید/ نصیب الله حیاتی مدیر آموزش و پرورش ممسنی

جا به جایی روسای شبكه بهداشت و درمان شهرستان رستم و رئیس مركز بهداشت ممسنی / اخبار

استعفا میدهم!چون از روی مردم خجالت میكشم كه زیردستانم رشوه گرفته اند! / اخبار

اولین جلسه ی شورای اداری رستم در سال 19تشكیل شد/ گزارش

دولت، موظف به استخدام 7400مربی فنی و حرفه ای شد / اخبار

جلسه تجلیل از ورزشکاران لیگ برتر تکواندو بانوان شهرستان ممسنی برگزار شد / اخبار

تیم والیبال بانوان ممسنی توانست در میان مدعیان استان فارس جام قهرمانی را کسب نماید/ اخبار

برگزاری مسابقات فوتبال یادواره شهدای عالیوند/ اخبار

تیم ممسنی با 2 امتیاز اختلاف به مقام سوم کونگفوتوآ بزرگسالان استان دستیافت / اخبار

زمین لرزه در منطقه بابامنیر ممسنی زلزله، منطقه بابامنیر ممسنی را لرزاند/ اخبار

کشف مواد مخدر در جادهی خومه زار/ اخبار

دانشگاه دولتی ممسنی شروع به کارکرد/ اخبار

مشكل آنتن دهی ضعیف ایرانسل در شهرستان رستم / محسن ضرغامی

گرانی به روایت بانك مركزی. گرانی 18 تا 146 درصدی 33 قلم كالای اساسی/ گزارش

جشن  پایان ارتباط رسانی به تمامی روستاهای بالای 20 خانوار/ مهندس نجاتی رئیس اداره مخابرات ممسنی

سرنوشت بیمارستان رستم در هاله ای از ابهام/ گزارش

اعتراض كشاورزان به قیمت خرید گندم/ گزارش

همه گویند و سخن گفتنِ سعدی دگر است... / هیئت تحریریه

تاریخ خواص و تاریخ عوام/ فرید صادقی

مصاحبه با بی‌بی سكینه كیانی/ ما همه عشق و وفا را ز تو آموخته ایم ...- قره قاج، من تو را بیش از همه ی رودهای زمین دوست دارم ...

ماهور ممسنی دیار سبز اردیبهشت است که به سرعت سبزی هایش به زردی می گراید/ محمدعلی نگهداری

+ نوشته شده در  دوشنبه 11 اردیبهشت1391ساعت 2:37 بعد از ظهر  توسط سید قاسم حسینی(مدیر وبلاگ )   | 

آمریکایی ها هم مدیر بودن را از کورش کبیر می آموزند !

امروز در سایت آفتاب نوشته زیررا در مورد کوروش بزرگ دیدم و پس از خواندن آن تصمیم گرفتم آنرا در اختیار شما دوستان خوب و همراهان همیشگی وبلاگ "درخید " قرار دهم . درسته که این روزها همه از کوروش صحبت می کنند و ما نیز در وبلاگ درخید چند بار در مورد این شخصیت بزرگ و کم نظیر تاریخ نوشته ایم و شاید اینها باعث شود که یک نتیجه معکوس حاصل شده و برخی از دوستان خوب ما و خوانندگان "درخید" از شنیدن و خواندن مطلب در مورد این شخصیت به نوعی خسته شده باشند. لیکن به  دلایل زیر نتوانستم از خیر آن گذشته و لذا آنرا منتشر کردم تا شما نیز حتماْ آن را بخوانید و در زندگی بکار گیرید. 

۱-بزرگ و کم نظیر بودن این مرد پارسی .این موضوع باعث می شود که انسان همواره بدنبال این باشد تا در مورد ابعاد شخصیت  ایشان بیشتر بداند .

۲-جدید و نو بودن این نوشته . این مطلب را بخوانید بی شک نکات تازه ای در آن هست که در زندگی  همه ما بسیار مفید و اثر گذار خواهد بود به شرطی که این موارد را به صورت عملی اجرا نموده و به آنها عمل نمائیم .

۳-علاقه ی بسیار زیادم  به کوروش بزرگ -پدر همه ما ایرانیان -.

شاپور سورن پهلاو استاد دانشگاه لندن می گوید :پارسیان کوروش را "پدر "،بابلیان (مردم عراق کنونی )"آزادی بخش "،یونانیان "قانون گذار "و یهودیان او را "نظر کرده خدا "می دانند .

سایت آفتاب: بزرگترین و بهترین کتاب دنیا درباره تجارت و مدیریت در قرن چهارم توسط یک نویسنده یونانی نوشته شده است و "کورش کبیر "نام دارد . این کتاب درباره یک پادشاه ایرانی است. بله ، درست متوجه شدید این حقیقت دارد.

کورش کبیر مردی است که تاریخ او را "مهربانترین فاتح تاریخ " نامیده است ، اولین پادشاهی بود که بجای استفاده از خشونت و استبداد ، امپراطوری بزرگ خود را بر پایه بخشش و مروت بنا نهاد.نویسنده کتاب "کورش کبیر" یکی از شاگردان سقراط بود و "گزنفون" نام داشت.

این کتاب یک کلاسیک واقعی درباره هنر مدیریت ، اجرا ومسئولیت پذیری است .

در اینجا چند نکته مهم از کتاب گزنفون با نام "کورش کبیر"آورده شده است:
به منابع و ذخایر خودتان تکیه کنید:
هیچ وقت در تجدید قوا و تجهیزات و پر کردن ذخایر خود ، کوتاهی وسستی نکنید.اگر بتوانید از منابع، ذخایر و تجهیزات خود اطمینان کامل حاصل کنید و هیچ نگرانی از بابت آنها نداشته باشید ، در شرایط بهتری می توانید با هم پیمانان و سربازان خود مذاکره و معامله کنید.... به آنها هرچه که لازم دارند را بدهید آن وقت می بینید که ارتش شما تا آخر دنیا با شما می آیند و از دستورات شما پیروی می کنند.
بخشنده باشید:
برای رسیدن به موفقیت باید بیشتر سخاوت و بخشندگی داشته باشید اگرچه ممکن بسیاری از مردم که در تاریکی نفس و غرور خود گم شده اند ، از سخاوتمندی شما به عنوان موقعیتی برای حرص و طمع بیشتر استفاده کنند. جمع کردن ذخایر و ثروت خودش به تنهایی ارزشی ندارد و پایان راه نیست بلکه وسیله ای است برای ساختن یک امپراطوری . ثروت ، کاربرد زیادی ندارد مگر اینکه برای جمع کردن و بدست آوردن دوستان و متحدان جدید صرف شود.
مختصر حرف بزنید:
مختصر و مفید بودن ، روح فرمان است. زیاد صحبت کردن نشانه نا امیدی و تزلزل یک مدیر و رهبر است . کوتاه اما قاطعانه، مفید و کاملا" مرتبط صحبت کنید. خواسته ها و دستورات شما باید آنقدر منطقی و روشن باشند که هیچ کس نتواند به آنها اعتراض کند.
نیرو و عامل خوبی و نیکی باشید:
هر وقت که توانستید ، به عنوان یک آزادیخواه عمل کنید . آزادی ، عزت و ثروت اگر باهم و درکنار هم باشند ، بزرگترین شادیها را برای بشربه ارمغان می آورند. اگر هر سه را به مردمتان بدهید عشق و ارادت آنها نسبت به شما هرگز از بین نمی رود.
مهمانی برگزار کنید:
وقتی ثروتمند شدم فهمیدم که هیچ چیز مثل سهیم شدن غذا و نوشیدنی با دیگران نمی تواند باعث ایجاد الفت و دوستی بین مردان شود، مخصوصا" اگر غذا و نوشیدنی ، مطبوع و عالی باشد.به همین دلیل من سفره خود را همه جا می گسترانم وافراد زیادی را دعوت می کنم و به آنها همان غذای مطبوع و خوبی را می دهم که خودم همیشه استفاده می کنم و وقتی غذای من و مهمانانم تمام شد برای دوستان غایبم هم غذا می فرستم .
الگو و نمونه باشید:
تجربه به من نشان داده است ،تعداد مردانی که در هنگام ثروت و رفاه با فروتنی و مهربانی با دیگران برخورد می کنند بسیار کمتر از مردانی است که در هنگام سختی با شجاعت برخورد می کنند.


حتما" یک دلیل بسیار خوب و محکم وجود دارد که کورش در زمان خودش مریدان و تحسین کنندگان بسیار زیادی داشته است و در حال حاضر هم که قرنها از مرگ او می گذرد بسیاری او را تحسین می کنند.

بندیر دیدگاه شما خوبان هستیم .

+ نوشته شده در  یکشنبه 10 اردیبهشت1391ساعت 10:40 قبل از ظهر  توسط سید قاسم حسینی(مدیر وبلاگ )   | 

آیا جزایر سه گانه به ایران تعلق دارد ؟

 دلایل دو طرف را بخوانید و نظراتتان را با ما در میان بگذارید .

بررسی ادعاهای انگلیس و امارات درباره حاکمیت جزایر:

الف - از نخستین مواردی که انگلیس برای توجیه اقدام خود در سال 1903 در زمینه دادن جزایر ایرانی تنب بزرگ و کوچک و جزیره ابوموسی به شیوخ شارجه و رأس الخیمه مطرح کرد، ادعای تقدم شیوخ در تصرف این جزایر بود . در این ادعا که از سوی امارات متحده نیز هر از چندگاهی پیگیری می‌شود، انگلیس استدلال می‌کرد: "کاری که شیخ شارجه کرده، فقط این بوده که بیرق خود را در جزایری که هنوز رسما در تصرف هیچ یک از دول نبوده، نصب کرده است".

ب- هم انگلیس و هم امارات به گونه‌ای عربی الاصل بودن ساکنان بومی تنب و ابوموسی را دلیلی بر عرب بودن این جزایر دانسته‌اند.

ج- در دوره ویژه‌ای انگلیس موقعیت ابوموسی در پایین خط منصف خلیج فارس را دلیل بر تعلق آن به شارجه می‌دانست. امروزه امارات به این استدلال متوسل نمی‌شود، چرا که ادعای آنان را نسبت به دو جزیره تنب بزرگ و کوچک باطل می‌کند.

د- امارات شماری از نامه‌های رد و بدل شده در نیمه دوم قرن نوزدهم میان شیوخ شارجه و رأس الخیمه از یک سو و شیوخ دوبی و فرمانداران ایرانی قاسمی بندر لنگه و نمایندگان و کارگزارن انگلیسی در خلیج فارس از سوی دیگر را به عنوان دلیل تعلق جزایر تنب و ابوموسی به امارات مطرح می‌کند.

ه- اصل مرور زمان : یکی دیگر از مبانی حقوقی دعاوی امارات این است که چون تاریخ تصرف جزایر تنب و ابوموسی از سوی شارجه و رأس الخیمه در سال 1903 تا تاریخ پس گرفتن این جزایر در سال 1971 شصت و هشت سال گذشته است و در این مدت حاکمان امارات یادشده بناها و ساختمان‌هایی تأسیس کرده و مأموران و نمایندگانی در این جزایر داشته‌اند، اصل مرور زمان را باید در مورد دعاوی حقوقی ایران نسبت به این جزایر جاری دانست.

و- تحمیل تفاهمنامه نوامبر 1971 : از دیگر دلایلی که امارات مطرح کرده ادعای تحمیل تفاهمنامه 29 نوامبر 1971 به شارجه با فشار از سوی ایران است. امارات در نامه‌ای که در 27 اکتبر 1992 به سازمان ملل داد، مدعی شد که تفاهمنامه یاد شده در نتیجه فشار ایران نیرومند به شارجه ضعیف امضاء شده است.

دلایل ایران درمورد حاکمیت بر جزایر سه گانه:

جمهوری اسلامی ایران با استناد به شواهد تاریخی و منابع حقوقی همواره ادعاهای امارات را رد کرده است. از جمله این شواهد عبارتند از:

الف- پیش از حضور نیروی دریایی پرتغال و انگلیس، به جز دو دولت عمان و عربستان هیچ دولت عربی دیگری در منطقه خلیج فارس وجود قانونی و رسمی نداشته و شارجه و رأس الخیمه تنها به عنوان راهزنان دریایی معروف بوده‌اند. لذا اکثر جزایر خلیج فارس در تملک و حاکمیت ایران قرار داشته و استناد شارجه مبنی بر اینکه ساکنین ابوموسی از طایفه قاس (طایقه حاکم بر شارجه) بوده‌اند، نمی‌تواند دلیلی بر تابعیت سیاسی دولتی باشد که سال‌ها بعد تأسیس شده است.

ب- در تاریخ ثبت است که قاسمیان دو گروه ایرانی و عرب بوده‌اند. قاسمی‌های عرب در عمان و قاسمیان ایرانی در بندر لنگه و ابوموسی سکونت داشته و تابعیت ایران را دارا بوده‌اند و جزایر مذکور زیر نظر حاکم بندر لنگه اداره می‌شد، حاکم قاسمی بندر لنگه مأمور دولت ایران بود.

ج- کشورهای غربی به ویژه انگلستان در سال‌های 1770 تا 1898 در نقشه‌های رسمی خود جزیره تنب بزرگ و کوچک و ابوموسی را تحت حاکمیت ایران ذکر کرده‌اند.

د- شارجه اظهار می‌کند که "این جزایر به خاک آنها نزدیک‌تر است تا جمهوری اسلامی ایران"، اما موقعیت جغرافیایی این جزایر کاملاً مشخص می‌کند که دو جزیره تنب کوچک و بزرگ به ساحل جمهوری اسلامی ایران بسیار نزدیک‌تر است و ابوموسی در نزدیکی جزیره ایرانی سیری واقع شده و نسبت به بندر لنگه و شارجه فاصله یکسانی دارد. دو جزیره تنب در شمال خط طولی منصف خلیج فارس و در جانب بخش ایرانی قرار گرفته‌اند . فاصله تنب بزرگ تا بندر لنگه حدود 44 کیلومتر و تا رأس الخیمه حدود 69 کیلومتر است.

ه- شارجه و رأس الخیمه ادعا می‌کنند که ایران سه جزیره را اشغال کرده و اشغال با گذشت زمان نمی‌تواند دلیل حاکمیت باشد. جمهوری اسلامی ایران به همین دلیل مدت زمان اشغال جزایر توسط شارجه و رأس الخیمه را مردود می‌شمارد، زیرا اولین کسانی که در این جزایر سکنی گزیده‌‌اند، تابعیت ایرانی داشتند. در زمان "کریم خان زند"، وی حکومت لنگه را به شاخه‌ای از طایفه قاسمی حاکم شارجه اجاره داد و آنها به عنوان والی ایران به حکومت و اداره جزایر مذکور پرداختند، تا اینکه در سال 1887 "امین السلطان"، حاکم شیراز و والی ایالات جنوبی حکومت آنها را منحل کرد و لنگه را که جزایر تنب، ابوموسی، سیری، کیش و قشم را در برمی‌گرفت، مستقیما تحت حکومت شیراز درآورد.

و- در سال 1350 (1971 میلادی) به دنبال مذاکرات انگلستان، به عنوان حامی امیر نشین رأس الخیمه و شارجه با دولت وقت ایران درباره جزایر خلیج فارس، انگلستان با عودت سه جزیره به ایران مشروط بر اینکه حق ساکنین عرب جزایر محترم شمرده شود، موافقت کرد و در مقابل استرداد این جزایر ایران پذیرفت، از حقوق خود بر بحرین صرف‌نظر کند. درباره دو جزیره تنب مشکلی برای استرداد ایجاد نکردند .اما برای عودت جزیره ابوموسی دخالت کرده و طبق طرح "سر ویلیام لوس"، نماینده انگلیس نوعی اداره محلی در منطقه شارجه نشین ابوموسی در نظر گرفته شد. درپی این قرارداد، شیخ شارجه برادرش را برای استقبال ارتش ایران به ابوموسی فرستاد.

ز- برخی از صاحبنظران و پژوهشگران حقوق بین الملل اعتقاد دارند، آنچه به عنوان اعلامیه 1971 تحت عنوان "توافقنامه بین ایران و شارجه درباره جزیره ابوموسی" به آن اشاره شده، در واقع بین ایران و شیخ نشین شارجه نبوده، زیرا شارجه در آن روز موجودیت رسمی نداشت و هنوز براساس پیمان تحت الحمایگی سال 1892 انگلیس بود و این تحت الحمایگی تا دهم آذرماه 1351 (30 نوامبر 1971) رسما باقی بود و براساس قرارداد تحت الحمایگی، شارجه حق امضای هیچ قراردادی با هیچ دولتی نداشته است. بنابراین ایران نمی‌توانسته با شارجه قرارداد داشته باشد و توافق مذکور یک تفاهم لفظی بوده که در نتیجه میانجیگری انگلستان میان ایران و شارجه بوجود آمد و از سوی امیر شارجه اعلام شده است.

ح- طی چند دهه‌ای که از توافق مذکور می‌گذرد، بین ایران و امارات هیچگونه برخورد و مشاجره‌ای بر سر حاکمیت و مالکیت جزایر سه گانه تنب و  ابوموسی رخ نداده، لذا انگیزه طرح مجدد این مسائل نه در مسئله حاکمیت و اختلاف مرزی و سرزمینی، بلکه آن را باید در جای دیگر جستجو کرد.

اگر سر به سر تن به کشتن دهیم

از آن به که کشور به دشمن دهیم .

+ نوشته شده در  دوشنبه 4 اردیبهشت1391ساعت 8:57 قبل از ظهر  توسط سید قاسم حسینی(مدیر وبلاگ )   | 

برنامه کار ملیت های گوناگون


امريکا : 12 ساعت کار ، 6 ساعت استراحت ، 1 ساعت ماندن در ترافيک ، 3 ساعت تماشای تلويزيون ، 1 ساعت کار با اينترنت ،1 ساعت تماشای پلی بوی


فرانسه : 8 ساعت کار ، 6 ساعت استراحت ، 2 ساعت قدم زدن در خيابان ، 4 ساعت کتاب خواندن ، 2 ساعت حرف زدن عليه تلويزيون ، 2 ساعت خنديدن

ايتاليا : 4 ساعت کار ، 8 ساعت خواب ، 4 ساعت غذا خوردن ، 6 ساعت حرف زدن ، 2 ساعت خيابان گردی


آلمان : 8 ساعت کار ، 8 ساعت خواب ، 2 ساعت اضافه کار ، 2 ساعت تماشای مسابقات تلويزِيونی ، 2 ساعت مطالعه ، 2 ساعت فکر کردن به خودکشی


کوبا : 8 ساعت کار ، 8 ساعت تفريح ، 4 ساعت خواب ، 4 ساعت گوش کردن به سخنرانی کاسترو


عربستان سعودی : 8 ساعت تفريح همراه با کار ، 6 ساعت تفريح همراه با خريد در خيابان ، 10 ساعت خواب


مصر : 4 ساعت کار ، 8 ساعت خواب ، 8 ساعت کشيدن قليان ، 2 ساعت گوش کردن به ام کلثوم ، 2 ساعت حرف زدن در باره جمال عبدالاناصر


هندوستان : 8 ساعت جستجوی کار ، 6 ساعت خواب ، 6 ساعت تماشای فيلم ، 2 ساعت جستجو برای محل خواب ، 2 ساعت برای رد شدن از خيابان


پاکستان : 4 ساعت کار غير مجاز ، 8 ساعت خواب مجاز، 8 ساعت اعتراض عليه کودتا ، 4 ساعت فرا ر از دست پليس


ايران
: 8 ساعت خواب ، 4 ساعت استراحت ،3 ساعت ارسال اس ام اس و تعریف جوکهای رشتی و تهرونی و ترکی و لری و کردی و بندری و .. ، 1 ساعت دیدن ایمیلها ، 4 ساعت حرکت در ترافيک ، 1 ساعت کار ،1 ساعت بحث در باره ازدواج موقت ، 2 ساعت بحث در مورد یارانه !
 
بندیر دیدگاه شما خوبان هستیم .
 
خدا نگهدارتان باد.  
+ نوشته شده در  دوشنبه 28 فروردین1391ساعت 1:11 بعد از ظهر  توسط سید قاسم حسینی(مدیر وبلاگ )   | 

جمعیت شهرستان‌های استان فارس براساس تخمین جمعیت مرکز آمار ایران در سال 1390 خورشیدی:

امروز در دنیای مجازی  دنبال مطلبی  می گشتم که به آمار زیر برخوردم . آمار جالبی است .  بی شک این آمار برای کسانی که در شهرستان های ممسنی و رستم زندگی می کنند جالب تر است . بگذارید ابتدا اعتراف کنم که من تاکنون به بسیاری از شهرستان ها و شهرهای استان فارس سفر نکرده ام . اما به هر حال در شهر شیراز درس خوانده و تقربیاْ دوستانی از تمام شهرهای این استان پهناور داشته و دارم.با همه دوستانم در مورد شهر هایشان،امکانات و داشته ها و نداشته های شهرستان های محل سکونت شان صحبت کرده ام . وضعیت دانشگاهها،مراکز آموزشی ،سطح سواد ،راهها ،اماکن تفریحی ،ترمینال ها ،بیمارستان ها ،فرودگاهها و سایر زیر ساخت ها شهرهای استان را کم و بیش میدانم .  .شبکه تلویزیونی صدا و سیمای استان فارس را هم گه گاه دنبال کرده و اخبار این شبکه استانی را هرگاه فرصتی پیش بیاید به دقت نگاه می کنم .شبکه ای که باید به همه تعلق داشته باشد و حتی الامکان شهرستان ها بر اساس جمعیت شان سهمی از برنامه ها و اخبار آن داشته باشند ولی ندارند !!!  سوالاتی در ذهن دارم که با شما همراهان همیشگی "درخید "در میان می گذارم.ابتدا جمعیت شهرستان ها استان را در جدول زیر ببینید تا سوالات را مطرح کنم .

ردیف

نام شهر

شهرستان

جمعیت

رتبه در
استان

۱

شیراز

شیراز

۱٬۷۴۹٬۹۲۶

۱

۲

کازرون

کازرون

320،000

۲

۳

مرودشت

مرودشت

310،540

۳

۴

جهرم

جهرم

۲۱۱٬۳۳۱

۴

۵

فسا

فسا

۲۰۱٬۴۷۲

۵

۶

داراب

داراب

۱۸۵٬۸۰۱

۶

۷

لارستان

لارستان

۱۴۹٬۰۹۷

۷

۸

ممسنی

ممسنی

۱۲۵٬۹۵۲

۸

۹

فیروزآباد

فیروزآباد

۱۲۱٬۷۷۵

۹

۱۰

نی‌ریز

نی‌ریز

۱۱۲٬۱۵۲

۱۰

۱۱

اقلید

اقلید

۱۱۱٬۳۷۷

۱۱

۱۲

آباده

آباده

۹۷٬۰۶۷

۱۲

۱۳

سپیدان

سپیدان

۹۴٬۳۳۱

۱۳

۱۴

گراش

گراش

۹۰٬۲۸۰

۱۴

۱۵

لامرد

لامرد

۸۲٬۱۶۹

۱۵

۱۶

استهبان

استهبان

۷۰٬۸۷۴

۱۶

۱۷

قیروکارزین

قیروکارزین

۶۸٬۰۲۷

۱۷

۱۸

زرین‌دشت

زرین‌دشت

۶۵٬۵۹۳

۱۸

۱۹

مُهر

مُهر

۵۶٬۸۱۷

۱۹

۲۰

بوانات

بوانات

۴۸٬۴۸۶

۲۰

۲۱

رستم

رستم

۴۷٬۷۰۵

۲۱

۲۲

فراشبند

فراشبند

۴۷٬۶۹۶

۲۲

۲۳

خرم‌بید

خرم‌بید

۴۷٬۳۸۶

۲۳

۲۴

ارسنجان

ارسنجان

۴۳٬۳۲۱

۲۴

۲۵

خنج

خنج

۴۲٬۰۷۷

۲۵

۲۶

سروستان

سروستان

۳۶٬۸۷۳

۲۶

۲۷

پاسارگاد

پاسارگاد

۳۱٬۹۸۶

۲۷

 ۱-آیا سهم شهرستان "ممسنی" از بودجه و اعتبارات استان فارس در رتبه "۸" شهرستان های استان قرار دارد   !!؟سهم شهرستان نوپا و محروم "رستم" چطور ؟آیادر رتبه "۲۱"بودجه شهرستان های استان فارس جایی برای شهرستان رستم وجود دارد !!؟سهم شهرستان های "ممسنی "و "رستم "از اخبار و برنامه های شبکه استانی فارس چند ساعت در روز است !!؟نام خرم بید ،سروستان، پاسارگاد و خنج را بیشتر ازشبکه فارس شنیده اید یا ممسنی و رستم را!!؟میزان سهم خواهی مردم شهرستان هایی چون آباده ،فیروزآباد،اقلید ،نی ریز و سپیدان در استان چند برابرمردم ممسنی و رستم است !!؟امکانات واعتبارات شهرستان "ارسنجان" چند ده برابر شهرستان "رستم" است !!؟و هزاران سوال دیگر که ذهن مرا به خود مشغول کرده و جوابی برای آنها نمی یابم .

نقشه زیر از این هم جالب تر است !!!

 نام شهرستان رستم در نقشه سایت استانداری فارس هم وجود ندارد !!!!!!!!!!!!!

براستی! توزیع اعتبارات و امکانات در استان فارس بر اساس کدام شاخص و معیار صورت می گیرد!!؟ چه کسی ویا کسانی می خواهند نام ممسنی و رستم از صدا و سیمای استان فارس هرگز شنیده  نشود!!؟

 لطفاً پاسخ های خود را در قسمت نظرات وبلاگ "درخید " با در میان بگذارید .

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 21 فروردین1391ساعت 11:56 قبل از ظهر  توسط سید قاسم حسینی(مدیر وبلاگ )   | 

ترافیک "پل فهلیان "بخشی از شیرینی سفر به دیار سر سبز ممسنی و رستم را به کام مسافران نوروزی تلخ کرد!

"فهلیان" نام رودخانه ای خروشان و دائمی است که از کوههای شهرستان سپیدان فارس و مناطق دشمن زیاری و جاوید ممسنی سر چشمه می گیرد و با عبور از این مناطق و رد شدن از زیر پل فهلیان در کنار روستایی به همین نام در شهرستان ممسنی، مرزمشترک شهرستان های رستم و ممسنی را تشکیل می دهد . رودخانه ای که یکی از پتانسیل های مهم ممسنی و رستم است و آب کشاورزی بسیاری از زمین های حاصل خیزشهرستان های ممسنی و رستم در دو سوی خود را تامین می کند . این رودخانه حیاتی ترین نقش را در زندگی کشاورزان مصیری ،آب پخشان ،دشت رزم ،فهلیان ،جنجان ،مورکی و کارخانه قند دارد  . آب زیادی از این رودخانه در تمامی فصول سال از ممسنی و رستم خارج شده و پس از پیوستن به رودخانه ی تنگ شیو(تنگ شیب) رستم و به اسم" رودخانه زهره "و" هندیجان" به خلیج فارس می ریزد.

تصویری از پل و رودخانه فهلیان در زمستان سال ۱۳۸۹خورشیدی  Fahlian Bridge

همانطور که در بالا اشاره شد در کنار روستای تاریخی فهلیان بر روی این رودخانه ی بزرگ پلی احداث شده که مسیر ارتباطی استان های خوزستان به فارس را به هم متصل می نماید. این مسیر ارتباطی یکی از پر ترددترین راههای ارتباطی در جنوب ایران است . در ایام نوروز به دلیل کثرت مسافرت مردم کشورمان به نقاط جنوبی کشور تردد در این مسیر بسیار بیشتر شده و پل فهلیان حجم بسیار بالایی از مسافر را بر روی خود می بیند . مسافرینی که از استان فارس ،یزد ،کرمان و بوشهر به سمت خوزستان ،کهگیلویه وبویراحمد و یا اصفهان ودیگر مناطق مرکزی ایران در حرکتند و یا برعکس از مرکز و جنوب غربی ایران به جنوب کشور ،فارس ،یزد ،کرمان و ...قصد مسافرت و تفریح را دارند .پل کنونی فهلیان که در دوران حکومت پهلوی ساخته شده است دارای عرض کمی بوده و جوابگوی این حجم عظیم مسافر و گردشگر را ندارد . عرض بسیار کم پل مذکور باعث می گردد که در روزهای تعطیل و بویژه ایام نوروز شاهد ترافیک بسیار سنگینی در دو سوی این پل باشیم . تردد و ترافیک در روزهای نوروز به حدی بود که متاسفانه حدود نیم ساعت طول می کشید تا مسافرین نوروزی و مردم منطقه از روی این پل رد شده و از روستای پل فهلیان خارج شوند . خرابی آسفالت جاده و چاله های ایجاد شده  بر اثر باران در آن نیز بر کندی روند تردد افزوده و ترافیک را سنگین تر و نارضایتی مسافرین را افزایش می داد . در چند سال گذشته در قسمت غربی پل کنونی یک پل جدید ساخته شده است که تقریباً کار ساختمانی آن تمام شده ولی متاسفانه به دلیل عدم آسفالت این پل و جاده دوسوی آن امکان تردد بر روی آن وجود ندارد . پل جدید در خارج از روستای  پل فهلیان ساخته شده و در اطراف آن شلوغی پل قدیمی وجود ندارد و همچنین جاده دو طرف پل به دلیل پهنای زیاد و عدم استقرار روستاهای منطقه پیرامون آن بسیار مناسب بوده و می تواند گره ترافیکی کنونی در شهرستان های ممسنی و رستم را مرتفع نماید . این جاده که در امتداد اتوبان شهر نورآباد (مرکز شهرستان ممسنی )ساخته شده است از کنار روستای پل فهلیان گذشته و در غرب روستای کارخانه قند به سمت شهر مصیری کشیده می شود و در نهایت بین شهر مصیری و روستای بابامیدان به جاده اصلی فعلی ملحق می گردد.

متاسفانه جاده مذکور با وجود ساخته شدن پل فهلیان در یکی دو سال گذشته هم اکنون پیشرفت قابل محسوسی نداشته و مسئولین دو شهرستان ممسنی و رستم  تنها نظاره گر ترافیک سنیگن مسیر فعلی بوده و اقدامی جدی در راستای سرعت بخشی به کار ساخت و اتمام این پرژه مهم و حیاتی نکرده اند.

 جا دارد مردم منطقه و  بویژه شوراهای اسلامی روستاهای دو شهرستان در مجاورت جاده کنونی ، شوراهای اسلامی شهر مصیری (مرکز شهرستان رستم )و نورآباد به صورت هماهنگ و منسجم نسبت به پیگیری و تهیه درخواست های همکاری به استانداری فارس ،فرمانداری ممسنی ،فرمانداری رستم و سازمان راه و شهرسازی استان مراجعه نموده و جدیت و اقدام فوری در ساخت این پروژه حیاتی را خواستار گردند .

 بندیر دیدگاه شما خوبان هستیم .

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 15 فروردین1391ساعت 9:52 قبل از ظهر  توسط سید قاسم حسینی(مدیر وبلاگ )   | 

شهرستان سرسبز رستم منطقه ای چشم نواز برای طبیعت گردان نوروزی :

شهرستان رستم یکی از شهرستان های استان فارس است . این شهرستان که در سال ۱۳۸۷از شهرستان کهن ممسنی جدا شد، در شمال غرب استان فارس واقع است . وسعت شهرستان رستم ۱۲۰۰کیلومتر مربع می باشد و دارای دشت های زیبای رستم ۱،رستم ۲و پشتکوه رستم است . سه جاده ملی از این شهرستان می گذرد که مسافرین نوروزی می توانند از این طریق وارد این شهرستان سر سبز و زیبا شوند .

۱-مسیر ارتباطی شیراز -چنار شاهیجان (قائمیه )-نورآباد (ممسنی )-رستم -گچساران -اهواز :این مسیر که یکی از پر تردد ترین مسیرهای ارتباطی در جنوب کشور می باشد همواره کانون رفت و آمد مسافرین نوروزی بوده و استان بزرگ فارس را به خوزستان متصل می کند . حدود ۵۰کیلومتر از این جاده ارتباطی بزرگ از شهرستان رستم و دشت های رستم ۱و رستم۲ می گذرد. این مسیر به نوعی در راستای مسیر ارتباطی شوش به تخت جمشید در دوران هخامنشیان ایجاد شده است و از تمام منطق تاریخی و باستانی ممسنی می گذرد .

۲-مسیر ارتباطی اصفهان -شهرضا -سمیرم -یاسوج -شهرستان رستم (بابامیدان ): این مسیر که از دل جنگل های سرسبز و کوههای زیبای زاگرس می گذرد در مسیر یاسوج به شهرستان رستم بسیارچشم نوازبوده و مناظر بسیار دل انگیز و روح نوازی دارد که هر انسان آزاده ای را به وجد خواهد آورد . در طول این مسیر چشمه سارها زیادی وجود دارد که زیبایی بهار این روزهای منطقه را دو چندان نموده است . جاده مذکور در سال ۸۹ساخته شده و دارای چندین تونل بزرگ می باشد . درختان بلوط و بنه زیادی در این مسیر وجود دارد که دامنه کوهها را بسیار زیبا نموده است . چندین رستوران و چایخانه در این مسیر ایجاد شده که مسافرین عزیز می توانند از آنها استفاده نموده و در آنها استراحت نمایند .

۳-مسیر ارتباطی اهواز -بهبهان -گچساران -شهرستان رستم :این مسیر همان عکس مسیر اولی است و مسافرین که از سمت غرب کشور وارد خوزستان شده اند می توانند با طی آن خود را در بهار بی نظیر این روزهای شهرستان زیبای رستم و در میان شقایق ها ،بابونه ها و گندم زارهای سرسبز رستم ببینند .   

مناطق دیدنی شهرستان رستم :.

۱-حاشیه رودخانه ی فهلیان :رودخانه فهلیان از پل فهلیان به بعد مرز شهرستان رستم و ممسنی را تشکیل می دهد که حاشیه این رودخانه در کنار روستاهای" منگودرز "و "زیر دو " بسیار زیبا و دل انگیز بوده و مسافرین نوروزی می توانند از این مناطق دیدن نمایند .

۲-رودخانه سراب آسیاه (یکی از سر شاخه های رودخانه تنگ شیو):برای رفتن به سرچشمه این رودخانه زیبا و چشم نواز دو مسیرر را می توان در پیش گرفت :

الف )مسیر بابامیدان -دو راهی دهنو -دهنو مرکزی -منصورآباد -سراب سیاه -سرچشمه رودخانه مذکور .سرچشمه این رودخانه به دلیل قرار گرفتن کوه ، آب و گندم زار در کنار یکدیگر بسیار رویایی است . رودخانه یاد شده در این قسمت قابل شنا کردن ،ماهی گیری و قایق رانی بوده و هر ساله  در این ایام مسافرین زیادی از شهرهای اطراف را به سمت خود می کشاند .

ب)مسیر کوپن -حسین آباد -خنیمه :این مسیر نیز به دلیل عبور از بین گندم زارها و نزدیکی به باغ های مرکبات منطقه بسیار دیدنی است که طبیعت گردن می توانند ضمن طبیعت گردی و لذت فراوان در  بهار،از تپه های تاریخی و حاشیه کوهستانی رودخانه نهایت لذت را ببرند .

۳- پل بریم و حاشیه رودخانه تنگ شیو در کاره  پل مذکور و  زمین های روستای کوپن  :این منطقه به دلیل قرار گرفتن در کنار جاده های ارتباطی شماره یک و سه  یاد شده در بالا ،همواره مهمانان نوروزی بسیاری را به خود می بیند و بسیار زیبا و دیدنی است . درختان گز حاشیه رودخانه و "چشمه پلنگی مراسخوان" از دیگر نقاط دیدنی این منطقه می باشند .

۴تنگ گجستان :این تنگه در منطقه پشتکوه رستم قرار دارد و برای رسیدن به آن باید از روستای کوپن به سمت شمال حدود ۴۰کیلومتر مسیر آسفالته را طی نمود . تنگه مذکور دارای آب و هوای سردسیری بوده و بسیار سر سبز و دارای درختان گردو ،انگور ،انار و... می باشد . مسیر رسیدن به این منطقه دارای درختان بلوط ،بنه و کیکم  بوده و دره های عمیق و کوه های بلند و استوار زاگرس جنوبی بر چشم نوازی و زیبایی این مسیر افزوده است . چشمه های بزرگی در این تنگه جاری است و آب آنها بسیار خنک  و  گوارا است . تنگه گجستان محلی است که در سال ۱۳۴۲ خورشیدی عشایر ممسنی و بویراحمد باتکیه بر روحیه شجاعت و سلحشوری خود قوای نظامی حکومت پهلوی را شکست داده و تاریخ ساز شدند .

۵-دورگ دهنو :برای رفتن به این منطقه زیبا و بکر باید از بابامیدان به سمت دو راهی دهنو رفت و آنگاه به دهنو مقیمی وارد شد و از کنار دبیرستان دخترانه دهنو و از جاده آسفالته به بالای کوه رفت . در بالای کوه درختان بلوط و کنار فراوان و همچنین چشمه سارهای زیادی وجود دارد که می توان یک روز بهاری خوب را در دل طبیعت به بهترین وجه در میان آنها سپری نمود.

در کنار مناطق زیبای فوق می توان به : جاذبه های طبیعی پشتکوه رستم (دامنه کوههای زاگرس در روستاهای نوگک ،پیرین ،تیرازگون و گل بابکان )،طبیعت سرسبز موردک (روستای میر خیرالله )در رستم یک ،دشت بچه بازار و امامزاده پیر شمس در کوپن ،جاذبه تاریخی گورانگون در منگودرز ،جاذبه تاریخی دا و دوور(مادر و دختر )در کنار روستای مراسخون ،تپه تاریخی تل بندو در کنار روستای تل بندو در حاشیه جاده نورآباد -گچساران ...و همچنین امامزاده های و زیارتگاههای منطقه اشاره نمود .

و کوتاه سخن چنانچه می خواهید از روزهای بهاری خود به بهترین نحو لذت برده به شهرستان" سر سبز و تاریخی رستم" بیایید و از طبیعت بکر و تاریخ کهن این منطقه دیدن نمائید .

بندیر دیدگاه شما خوبان هستیم .

بدرود .

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 6 فروردین1391ساعت 12:25 بعد از ظهر  توسط سید قاسم حسینی(مدیر وبلاگ )   | 

شهرستان ممسنی زایشگاه تمدنهای بزرگ

 در گِل نوشته های بارو و خزانه تخت جمشید

حسن حبیبی فهلیانی*

سرزمین پهناور ممسنی و رستم در دوران های پیش از تاریخ و دوران تاریخی نه فقط مهد تمدن پرشیا (فارس کنونی) بود بلکه کانون تمدن ایران باستان و حتی بین النهرین به شمار می رفت. تا آنجا که به تحقیق می انجامد وجود بیش از 60 استقرار پیش از تاریخ مربوط به هزاره های پنجم تا هشتم پیش از میلاد و 150 اثر تاریخی درخور توجه از تمدن های سومری، آکدی، ایلامی، مادی، هخامنشی، اشکانی، ساسانی، و اسلامی از طریق کاوش های علمی- باستان شناختی هیئت های آلمانی به سرپرستی پروفسور ارنست هرتسفلد در سال 1303، هیئت انگلیسی به سرپرستی دکتر سر اول استین در سال 1314، هیئت فرانسوی به سرپرستی پروفسور ریمن گریشمن در سال 1318، هیئت ژاپنی به سرپرستی کی کیو آتارشی در سال 1338، هیئت ایران- استرالیا به سرپرستی پروفسور دانیل پاتس و علیرضا عسگری چاوردی از سال 1381 تا 1387 و هیئت ایران- آلمان به سرپرستی پروفسور کنارد و محسن زیدی در سال های 1386 و 1387 در دو شهرستان ممسنی و رستم تاکنون کشف و شناسایی شده اند که حائز اهمیت می باشند. تاریخ این دو خطه کهن و باستانی اعلام می دارد، یک هزاره پیش از آمدن آریایی ها به نجد ایران، تمدن های نیکویی در اقصی نقاط این دو شهرستان پابرجا بوده که نقش برجسته کورنگون ایلامی مربوط به 2400 سال پیش از میلاد، تل اسپید در 1500 سال پیش از میلاد و دوتوی جونگان، گزباغ و تل مشکی عالیوند ممسنی مربوط به 1600 سال پیش از میلاد دال بر صحت این مدعاست.

پروفسور هرتسفلد آلمانی در سال 1303 ویرانه های تل اسپید رستم را مورد کاوش علمی قرار داد و آجرهایی که حاوی خطوط ایلامی بودند و نام «اینشوشیناک» و «ناپیراسو» پادشاه و ملکه ایلامی بر آنها نقر شده بود کشف کردند که این اسناد ارزنده زینت بخش موزه ایران باستان می باشند.

در سال 1312 حین کاوش های علمی باستانشناسی تخت جمشید حدود سی هزار لوحه گل نوشته حاوی خطوط ایلامی در دو نقطه بارو و خزانه تخت جمشید کشف گردید. این لوحه ها جهت قرائت، بسته بندی شدند و به صورت امانی به بخش موسسه شرق شناسی دانشگاه شیکاگو به آمریکا ارسال گردید. معدودی از این لوحه های گل نوشته به وسیله دو دانشمند شهیر، پروفسور جرج کامرون و پروفسور ریچارد هلک قرائت شدند و مطالب ارزنده ای از تاریخ و تمدن دو شهرستان ممسنی و رستم در دوران هخامنشی در برخی از این الواح بدست آمد.

در این گل نوشته های تاریخی 14 شهر و مرکز دیوانی در ممسنی و رستم به نام های «پارمادان» در منطقه سرناباد و کلگه شیراز جاوید، «پیردت کش» در منطقه صحرای بید یا باغ انار جاوید، «هیدلی» در پای قلعه سفید یا دشت رزم فعلی، «یوم پارانوش» در منطقه پسکلاتون و کره در و دلی باقرخانی فهلیان، «هوهنوری» درمنطقه تل اسپید و چاربازار رستم، «یوناری» در منطقه کرم آباد و منصوراباد یا سراب سیاه رستم، «کورر» در مهرنجان یا جویجانیا عالی شاهی جاوید، «هیشیما» در ده کهنه فهلیان، «سورکوتور» منطقه گزباغ و تل مشکی و شترکشی عالیوند، «نوپیشتاش» در منطقه تنگ خاص در دهنو بهمن یا گوسنگان جاوید، «پیراشک» در منطقه پیراشکفت جاوید نام برده شده است که از نظر تاریخی و توجه هخامنشیان به این دو اقلیم پهناور (ممسنی و

رستم) حائز اهمیت است.

از سال 1386 تا 1387 تعدادی از غارهای تاریخی منطقه مورد کاوش علمی هیئت ایران-آلمان به سرپرستی کنارد و زیدی قرار گرفت. نتیجه تحقیقات این هیئت وجود تمدن را در این غارها به 20هزار سال پیش تعیین نمود و همچنین هیئت ایران-استرالیا در کاوش های علمی تپه های باستانی دوشهرستان ثابت نمود بعضی از حیوانات از جمله بز، خر، گاو، اسب و سگ در منطقه رستم اهلی شدند. دلایلی که این محققان ارائه نموده اند وجود سفال های منقوشی است که در برگیرنده نقوش این حیوانات می باشد.

شهرستان های ممسنی و رستم در تمامی دوران های پیش از تاریخ و تاریخی مد نظر بوده و در دوران تاریخی یکی از دربندهای مهم پرشیا (پارس) به شمار می رفته است و تا زمانی که این مناطق فتح نمی شدند دستیابی به فارس از محالات بود. سرزمین رستم و ممسنی از نقاط سوق الجیشی و استراتژیکی ایران باستان به شمار می رفته است و اغلب جنگ های سرنوشت ساز در این دو منطقه از کشور ایران به وقوع می پیوست که می توان از لشکرکشی آشور بنی پال جهت تسخیرسرزمین های تابع ایلام، لشکرکشی کورش بزرگ جهت تسخیر قلمرو ماد، لشکرکشی اسکندرمقدونی جهت تسخیر تخت جمشید، لشکرکشی سرداران عمر بن خطاب جهت تسخیر بلادهای فارس، لشکرکشی یعقوب لیس، هلاکوخان مغول، تیمور لنگ، لشکرکشی شاهان صفویه، نادرشاه افشار، کریم خان زند، قاجاریه، رضاخان و محمدرضاپهلوی به بلاد ممسنی و رستم را نام برد.

حدود صدکیلومتر از جاده سنگ فرشی روزگار ایلام ،ماد، هخامنشی، اشکانی، ساسانی و اسلامی از قلب ممسنی و رستم می گذشت و فارس را به شوش و بین النهرین منتهی می ساخت. قسمت هایی از این جاده سنگ فرشی در گِل سرخی عالیوند نورآباد به نام گردنه بربر و قسمت دیگری در راکه چال در غرب روستای مراسخون رستم قابل رویت است.

سیستم ارتباطی از طریق علامت دادن با آتش یا نور،  مجموعه سیستم مخابراتی بود که در دوره هخامنشیان در مناطق ممسنی و رستم معمول بود و باعث حیرت رومیان و یونانیان و دنیای کهن آن روز گردیده بود. اثرات این سیستم های مخابراتی که تعدادی از آنها معدوم و قلیلی از آنها بازایستاده است هنوز در شهرستان ممسنی موجود است و می توان از میل آزاد آهنگری و میل های سروان در این رابطه نام برد. این سیستم های مخابراتی به وسیله علامت های مخصوصی از آتش در شب و روز، خبرهای مهم را از غرب و جنوب امپراتوری هخامنشیان در کوتاه ترین مدت به مرکز فرمانروایی تخت جمشید مخابره می کردند و از این طریق خبرهای مهم دریافت می گردید.

درپایان وجود تمدن های بزرگ و شایسته که در دو اقلیم ممسنی و رستم زایش نمودند به سبب تنوع آب و هوایی، زمین های کم شیب،چشمه سارها، نهرها و رودخانه های روان، جنگل انبوه، مراتع گسترده و شکار فراوان دلائل غیرتردید این مدعاست.

*رئیس سابق اداره میراث فرهنگی و صنایع دستی ممسنی و رستم

+ نوشته شده در  شنبه 5 فروردین1391ساعت 12:12 بعد از ظهر  توسط سید قاسم حسینی(مدیر وبلاگ )   | 

نرم نرمک می رسد اینک بهار

"به نام آنکه خود می گو ید:از رگ گردن به انسان نزدیک ترم . "

دوستان خوب و همراهان گرامی" درخید" سلام ؛

سال ۹۰هم دارد یار دوازدهمش را از دست می دهد . نوروز این یادگار کهن ایرانیان پاک نهاد و نیکو سرشت در راه است . بهار دارد آهسته آهسته به همه ما سلام می دهد .

گل های نیلوفر و شقایق عاشقانه به شوق دیدن لبخند زیبای شما به انتظار نشسته اند تا با بهار همراه شده و به زندگی سلامی دوباره دهید . امیدواریم با بهار "طنین خوش تغییر" را در زندگیتان حس نمائید . زندگیتان زیبا و نورزوتان خوشایند باد . 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 28 اسفند1390ساعت 2:5 بعد از ظهر  توسط سید قاسم حسینی(مدیر وبلاگ )   | 

چهار شنبه سوری

چهارشنبه‌سوری یکی از جشن‌های ایرانی است که در شب آخرین چهارشنبه سال (سه‌شنبه شب) برگزار می‌شود.

در شاهنامه ی فردوسی اشاره‌هایی درباره بزم چهارشنبه‌ای در نزدیکی نوروز وجود دارد که نشان‌دهنده ی کهن بودن این جشن است. مراسم سنّتی مربوط به این جشن ملی، از دیرباز در فرهنگ سنّتی مردمان ایران زنده نگاه داشته شده‌است.

واژه ی «چهارشنبه‌سوری» از دو واژه چهارشنبه که نام یکی از روزهای هفته‌است و سوری که به معنی سرخ است ساخته شده‌است. آتش بزرگی تا صبح زود و برآمدن خورشید روشن نگه داشته می‌شود. که این آتش معمولا در بعد از ظهر زمانی که مردم آتش روشن می‌کنند و از آن می‌پرند آغاز می‌شود و در زمان پریدن می‌خوانند: «زردی من از تو، سرخی تو از من» در واقع این جمله نشانگر یک تطهیر و پاک‌سازی مذهبی است که واژه «سوری» به معنی «سرخ» به آن اشاره دارد. به بیان دیگر شما خواهان آن هستید که آتش تمام رنگ پریدیگی و زردی، بیماری و مشکلات شما را بگیرد و بجای آن سرخی و گرمی و نیرو به شما بدهد. چهارشنبه‌سوری جشنی نیست که وابسته به دین یا قومیت افراد باشد و در میان بیشتر ایرانیان رواج دارد.

جشن آتش در واقع پیش درآمد جشن نوروز است که نوید دهنده رسیدن بهار و تازه شدن طبیعت است.

چهار شنبه سوری درشهر شیراز:

افروختن آتش در معابر و خانه‌ها، فالگوشی، اسپند دود کردن، نمک گرد سر گرداندن. در موقع اسفند دودکردن و نمک گردانیدن، وردهای مخصوصی وجود دارد که زنان می‌خوانند. در گذشته قلمرو چهارشنبه سوری در شیراز صحن بقعه شاه چراغ بوده و در آنجا نیز توپ کهنه‌ای است که مانند توپ مروارید تهران زنان از آن حاجت می‌خواهند.

چهار شنبه سوری در مناطق لر نشین ایران :

متاسفانه در مناطق لر نشین ایران ( بخصوص ممسنی ،کهگیلویه و بویراحمد و لرستان  .) تا جایی که من دیده و اطلاع دارم ؛ چندان در راستای نکوداشت این جشن شادی و باستانی ایران زمین گامی برداشته نمی شود و مناطق لر نشین ایران  تنها در سالهای اخیر با الگو برداری از سایر مناطق میهنمان "ایران" اقدام به برافروختن آتش کرده  وگرد آن به شادی و پایکوبی می پردازند . برای من بارها این پرسش پیش آمده است :

چرا مناطق لرزبانان ایران با وجود اینکه از کهن ترین اقوام ایرانی هستند ولی در راستای گرامیداشت جشن ها و آئین های کهن ایرانی و از جمله چهار شنبه سوری و نوروز هیچ رسم و آداب مخصوص به خود نداشته تلاشی نکرده اند و این مردمان کهن ایران تنها در روزهای سوگواری و  مراسم عزا دارای رسم و آداب ویژه  و مخصوص به خود بوده و بر اساس این رسوم اقدام می نمایند؟

براستی ! چرا ما لرها ازآداب و رسوم ایران زمین دل کنده و بسیاری از این آئین های نیکو و زیبای ایرانی را به دست فراموشی سپرده ایم  ؟

چرا لرهای ایران (تا جایی که من اطلاع دارم .)بیشتر به سوگواری ها و مراسمات عزا و شیون توجه نشان می دهند و  تنها در این موارد فرهنگ گذشته خود را حفظ کرده اند ؟ 

چرا در مناطق لر نشین ، شرکت کردن در مراسم عزا ،سوگواری ،شیون و گریه و زاری واجب بوده و بالاجبار همه باید شرکت کنند ولی در هنگامه شادی و گهگاه حتی در عروسی ها شرکت کردن افراد لازم نبوده و در مرتبه دوم کارهای روزمره قرار دارد ؟

پاسخ های خود در این رابطه را با ما در میان بگذارید. منتظر دیدگاه شما خوبان خواهیم ماند.

ایرانی باشید و امیدوار تا همیشه .  

+ نوشته شده در  سه شنبه 23 اسفند1390ساعت 1:51 بعد از ظهر  توسط سید قاسم حسینی(مدیر وبلاگ )   | 

درخت دوستی بنشان که کام دل به بار آرد ***** نهال دشمنی برکن که رنج بیشمار آرد.

انتخابات در ممسنی و رستم از زاویه ای دیگر : 
برای اولین بارجلوی تمام همکارانم ،نزد همه ی شاگردانم احساس سرافکندگی کردم . حتی نتوانستم توجیه کنم.همیشه از اینکه لر بودم احساس خوشایندی داشتم .الآن هم دارم اما دیگر نمی توانم بیانش کنم.چون نگاه معنا دار دوستانم بر من سنگینی می کند.چقدر ناراحت شدم  وقتی وارد یکی از کلاس هایم شدم و جمله ای بر وایت برد کلاس نوشته شده بود. با این مضمون: 12 اسفند  نورآباد....... قبل از آنکه کامل بخوانمش به یکی از شاگردان گفتم: پاکش کند؛ به این امید که این لکه ی سیاه طایفه گرایی برای همیشه از دامن ما پاک شود. اگر انتخابات نماد دموکراسی است و ابزارش عقل و اندیشه ،پس چوب و چماق و تفنگ برای چیست ؟ اصلا مگر قرار است چه اتفاقی در مجلس بیفتد که باید برای آن مردم به جان هم بیفتند و کشته و زخمی شوند.جایگاه تحصیل کردگان ما کجاست ؟ نقششان چیست؟متاسفانه در فضای مجازی همه توهم روشنفکری داریم و در دنیای واقعی جور دیگری عمل می کنیم. دیگر حوصله ی نوشتن و گفتن ندارم فقط محض رضای خدا بیایید به جای جوانانمان ، طایفه گرایی را به خاک بسپاریم و حتی مراسم ختمی هم برایش برگزار نکنیم تا زودتر فراموش شود . ننگ بر تعصب کور جاهلی. منتظر شعار کاندیدا ها نمانید و خودتان با عملتان تبر بر ریشه ی این  نهال بد سرشت دشمنی بزنید  و به جای آن درخت دوستی بنشانید که کام دل به بار آرد.
منبع :وبلاگ پرنیان هفت رنگ ممسنی
نویسنده :عنایت الله محمودی
+ نوشته شده در  سه شنبه 16 اسفند1390ساعت 2:26 بعد از ظهر  توسط سید قاسم حسینی(مدیر وبلاگ )   | 

آیا هنوز روز مصیبت ما فرا نرسیده است ؟

پیرامون نهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی در ممسنی و رستم :
سید محمد حسینی :راستی گذر عمر شتابان و قافله زندگی در هیاهوی بودن و نبودن " خواستن و نخواستن" و فهمیدن و نفهمیدن ما انسانها پرده از چهره کریه واقعیتی تلخ و دردناک از زندگی ما مردم ممسنی و رستم فرو انداخت که یاد و خاطره آن همه زشتی تا سالیان متمادی کام هر انسان آزاده و دردمندی را تلخ و ناگوار خواهد نمود .
 براستی ما انسانها چرا در لحظاتی از زندگی اینگونه هویت خویش را مخدوش و چشم حقیقت بین خود را برروی تمامی حقایق و واقعیتها می بندیم و یا نه این خود عین حقیقت است و روی دیگری از سکه وجود و جوهر ذاتی ما است که در پس لباس ریاو حجاب تمدن امروزی خویش را پنهان نموده و ناخواسته در چهار راه زمان و مکان خاص ظهور و بروز می کند.
 
گفتم این عید به دیدار خودم هم بروم             دلم از دیدن این آینه ترسید چرا؟
 
هر چه هست ،نیاز دارد که بخود آییم و یک بار دیگر مانند نو آموزی ، زندگی خویش را واکاوی نموده و چشم خود را بر روی اعمال ناروای خویش نبندیم و ببینیم برای این روانپریشی فرهنگی و رفتار اجتماعی روانکاوان و متخصصین رفتارهای اجتماعی و فرهنگی از جمله جامعه شناسان چه نسخه ای تجویز می نمایند .
حضرت مولانا می فرماید :
 
آب گفت آلوده را در من شتاب             گفت آلوده که دارم شرم از آب
گفت آب این شرم بی من کی رود       بی من این آلوده زایل کی شود
ز آب هر آلوده کو پنهان شود               الحیاء یمنع الایمان بود
      
با استعانت از روح بزرگ حضرت مولانا در صورتیکه ما در قطار شلوغ و پر تردد زندگی دچار لغزشهای عمدی وسهوی می شویم رواست که در محاسبه کردار روزانه خویش شرم از حضور حضرت حق و اصالت و تاریخ تمدن و فرهنگ غنی ایرانی و نجابت قوم شریف و مظلوم لر ما را به تفکر وادارد .
 
 ای تن آلوده بگرد حوض گرد         پاک کی گرددبرون حوض مرد
پاک کو از حوض مهجور اوفتاد       او ز پاکی خویش هم دور افتاد
 
آخر مگر سرمایه هر انسانی و پس انداز سالیان سال آباء و اجدادی هر قوم و قبیله ای نباید در روز مصیبت و تنگدستی به فریادآن قوم و قبیله برسد ؟ آیا هنوز روز مصیبت ما فرا نرسیده است ؟
دیگر کی می خواهیم از سرمایه گرانمایه چندین هزار سا له فرهنگ و تمدن ایرانی اسلامی خویش
استفاده کنیم ؟رواست که فرزندان غیور و رشید این دیار به فکر این معضل اجتماعی باشند که بقول شاعر بزرگ معاصر زنده یاد قیصر عزیز:
 
یک عمر دویدیم و لب چشمه رسیدیم                این هروله سعی و صفا را نفروشید
در شهر شما باری اگر عشق فروشی است        هم غیرت آبادی ما را نفروشید
تنها به خدا دلخوشی ما به دل ماست               صندوقچه راز خدا را نفروشید
سرمایه دل نیست بجز اشک و بجز آه                پس دست کم این آب و هوا را نفروشید
 
خدا را ! خدا را ای تمنا کنندگان بهارستان ! مواظب غیرت غیور مردان لر و سوز دل مادران و اشک و آه بیوه زنان این آبادی باشید .
مبادا دگر بار قلب مادر دیگری بشکند .
منتظر طرح دیدگاه شما در این وبلاگ هستیم .
یا علی مدد.
+ نوشته شده در  سه شنبه 16 اسفند1390ساعت 10:28 قبل از ظهر  توسط سید قاسم حسینی(مدیر وبلاگ )   | 

نهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی در ممسنی و رستم

این تذهبون ؟

"به کجا می روید؟"جمله ای که شهید بزرگوار "محمد جواد باهنر" قاب گرفته وبه راهرو خانه اش آویزان کرده بودند تا هرروز صبح به هنگام بیرون رفتن از خانه به آن بنگرد و با خود بیندیشد که چه می کند و کجا می رود؟!!به نظر می رسد این جمله پرسشی راباید ما مردم" ممسنی و رستم "قاب گرفته و در تمامی خیابان ها ،کوچه ها ،میادین و خانه هایمان نصب نموده و هر روز به آن پاسخ داده و درمورد آن اندیشه نمائیم .  

براستی! تاکنون از خود پرسیده اید : مردم ممسنی و رستم به کجا می روند ؟  

بگذارید؛ کمی به عقب برگردم و آنچه از این انتخابات در این منطقه از کشور دیده ام را با هم مرور کنیم .انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی قرار بود در ۱۲اسفند برگزار شود (و برگزار شد . ).در ممسنی و رستم تعدادی از رجال منطقه ازقبل تصمیم گرفته بودند ،برای این دوره از مجلس شورای اسلامی نامزد شده ولذا از سال ها قبل در مراسمات عمومی از قبیل فاتحه خوانی ،عروسی ،جشن ها وسوگواری های مذهبی شرکت می کردند و به عبارتی تبلیغات  انتخاباتی خود را شروع کرده بودند . یارگیری ها در حال انجام بود و جلسات به صورت خانوادگی در روستاها و شهرهای منطقه و در منازل ریش سفیدان هر فامیل برگزار می گردید و کاندیداهای احتمالی به بیان دیدگاههاخود می پرداختند . با کمی چشم پوشی از برخی نواقص تا اینجای کار به نظر خوب و منطقی است .  اگرچه گاهی شنیده می شد که طایفه ای یا فامیلی  بیان می کردند چون فلانی در تمامی مراسمات ما شرکت کرده و همدردی نموده است ما از او حمایت می کنیم و کمتر از بینش ،تحصیلات و توانایی افراد در کارهای اجرایی و مدیریتی سخن گفته ونظر می دادند اما با همه این احوال، بازهم می توانستیم؛ چشم پوشی کنیم و با خود و در خلوت خود بگوئیم :لابد آنکه بیشتر در مراسمات شرکت می کندودر اماکن عمومی منطقه حضور می یابد و در کنار مردم قرار می گیرد ؛ اجتماعی تر ،دلسوزتر و مردمی تر است و اینها را به عنوان توانایی آن کاندید در نظرگرفته و بپذیریم.  

اینها همه ادامه داشت تا رد صلاحیت ها پیش آمد ،کسانی از ممسنی و رستم که برای خود شانس زیادی قائل بودند رد صلاحیت شدند.  رد صلاحیت ها هم توسط هیات های اجرائی و هم توسط هیات های نظارت صورت گرفت . (آقای مردای نماینده فعلی ممسنی و رستم و آقای بناوی با سابقه ترین کاندید در ممسنی و رستم جزءاین افراد بودند .اگرچه نوذر بناوی در ایام تبلیغات انتخاباتی صلاحیتش برای شهرستان شیراز تائید گردید که این هم خود" مثنوی هفتاد من کاغذ" است و نیاز به قلم فرسایی صاحبان اندیشه و نظر دارد . ) بالاخره ممسنی و رستم ماند و چهار کاندید :نوذرشفیعی از طایفه بکش،سعید قائدی از جاوید ،مجید انصاری و حمیدرضا دهقان از طایفه رستم ؛طوایف دشمن زیاری و ترکان قشقایی نیز بدون کاندیدبودند .تقسم بندی جالبی است، نه ؟!!با کمال تاسف مشکل از همین جا شروع می شود !!! از همین تقسم بندی های ! شما در ممسنی و رستم از هرکس که می خواهید، سوال کنید.نام کاندیدا های ممسنی و رستم را در قالب تقسم بندی بالا ،حالا با کمی جلو و عقب بردن نام طوایف و کاندید آن طایفه برای شما خواهند گفت . من خود امتحان کرده ام . از دکتر ،مهندس ،معلم !!!،کشاورز ،دامدار ،دانشجو !!!،بازاری و ...که بپرسید ؛جواب همین است . ما در ممسنی تقسیم بندیهایی چون اصلاح طلب و اصول گرا ،جبهه متحد و پایداری و ایستادگی و مستقل و غیرو نداریم !!!ما در ممسنی به  فرهنگی بودن و شاعر بودن و دکتر بودن و مدیر بودن وبا سابقه بودن و ... بعد از نام طایفه توجه می کنیم !!!ما در ممسنی ابتدا می پرسیم ،کاندید رستم کیست ؟بکش این بار چه کسی را معرفی کرده است ؟جاوید هم کاندید دارد یا نه ؟دشمن زیاری این بار کاندید نداده است ؛درسته ؟ماهور بیچاره هم که جوابش برای همه مشخص است ،نه نداده !!!

براستی چرا ؟دلایل این  نوع تقسم بندی را چه زمان و چه کسی باید بررسی کند ؟پس این همه تحصیل کرده ی ممسنی و رستم که خود به این طایفه بازی ها بیشتر از همه دامن می زنند ؛باید کی به فریاد ممسنی و رستم برسند ؟!!

بگذریم ؛دارم از بحث اصلی دور می شوم . متاسفانه من نه جامعه شناسم و نه صاحب نظر. فقط می خواهم آنچه را دیده و شنیده ام، بنویسم؛ شاید کسانی به فکر افتاده و کاری بکنند !!!

تبلیغات شروع شدو چهار نامزدفوق الذکر شروع کردند به کار . ستادها دایر شدو سخنرانی ها شروع شدند . مانورهای تبلیغاتی پر رنگتر و تعدد ماشین ها در دستور کار قرار گرفت . در سخنرانی ها کمتر کسی به محتوای سخنان نامزدهای انتخابات گوش فرا می داد . احساسات مردم تحریک می شد . از سوی تحصیل کردگان منطقه بیشتر بر طبل طایف گرایی کوبیده می شد . بیسج طوایف در دستور کار افرادی مشخص و ذی نفوذ در  هر منطقه قرار گرفته بود.

روز پنجشنبه فرا رسید و از ساعت ۸صبح دیگر قرار نبود به صورت علنی تبلیغ شود. اما تبلیغات و زد و بند ها کماکان ادامه داشت .  گروهی ریش سفید به خانه های مردم می رفتند تا رای آنهارا به هر شکل به نفع نامزد خودتغییر دهند. تحلیل ها این بود :هرکس صندوق های شهر را قرق نماید پیروز است !!!و این شد شعار برخی ها و براین اساس برنامه ریزی کردند . روز پنجشنبه ماشین های طوایف خاصی در حال اعزام نیروها و جوانان طایفه خود به مرکز شهر نورآباد بودند !!!شب آرامش قبل از طوفان بود ! در ستادهای نامزدها پیرامون ترکیب اعضای برگزاری انتخابات در هر شعبه اخذ رای سخن ها ی زیادی گفته و شنیده می شد . ظاهراًترکیب ها به نفع افراد خاصی بود و برخی خوشحال و گروهی نگران و مضطرب و تهدید به خشونت می کردند .  بالاخره در ممسنی و رستم هم صبح جمعه فرا رسید ! درمنطقه و زادگاه من برای سه روستای کنار هم یک شعبه اخذ رای و یک صندوق در نظر گرفته شده بود . آنچه دیدم و  مشخص بود ، ترکیب صندوق به نفع یک کاندیدای خاص بود. رای گیری باید از ساعت ۸صبح شروع و تا ۶عصر ادامه پیدا می کرد و چنانچه مدت زمان تمدیدی را در نظر نگیریم این می شود ۱۰ساعت و اگر یک ساعت را برای نماز و ناهار کسر نمائیم ۹ساعت باقی می ماند ،یعنی هر روستا تقربیاً۳ساعت . در روستای ما که از نظر مکانی نخستین روستا برای رای گیری بود ساعت ۸:۱۵رای گیری آغار شد و ساعت ۹:۵۰به کار خاتمه دادند !!!توجه کنید :خاتمه دادند . از همان ابتدا گفتند زن ها نیاز به حضور ندارند و هر کس می تواند شناسنامه خود و خانواده اش را بیاورد و تعرفه او را دریافت نماید !!!آزادی را ببینید !ترکیب صندوق عمدتاًاز فرهنیگان منطقه بود . این دیدگاه آنان !!!در هزاره سوم است: زنها نظر ندهند .تفکری متعلق به دوران پیش از اسلام . با آمدن حضرت محمد (ص)این تفکر از اعراب جاهلی گرفته شد و متاسفاته در قرن ۲۱در روستاهای ممسنی و رستم اجرا می شود !!!دلیل این افراد برای اتمام کار در روستای اول این بود که تعداد تعرفه هایی که متعلق به این روستا بوده به اتمام رسیده است . حال آنکه بسیاری از افراد و منجمله خود من هنوز رای نداده بودیم . خلاصه کلام رفتند و ما به دنبال آنها رهسپار روستای مجاور شدیم . شلوغی و بی نظمی کار مانع از رای دادن من و تعدادی از دوستان همفکرم شد . با کمال تاسف تعرفه ها ی این شعبه به اتمام رسید و هنوز روستا ی سوم مانده بود و ماها هم که رای نداده بودیم !!!

تصمیم گرفتیم به روستاهای مجاور رفته وبه کاندید مورد نظرمان رای بدهیم و بر این اساس به همراه دوستان وتعدادی از افراد خانواده، رهسپاریکی از روستاهای مجاور شدیم،با کمال تاسف ممانعت بعمل آمد و  اعضای محترم صندوق فرمودند: تعرفه های این شعبه اخذ رای فقط برای مردم این روستا و روستای مجاورش در نظر گرفته شده و شما نمی توانید اینجا رای بدهید  . این شد که من و دوستانم به همان قانون دوران جاهلیت عرب که پیشتر شرح آن آمد ؛ تن داده و خانم های خانواده را به روستا برگرداندیم و خود رهسپار شهر مصیری شدیم تا شاید بتوانیم در تعیین سرنوشتمان نقشی بیافرینیم !!! در شهر مصیری در شعبه  مستقر در شرکت تعاون روستایی تعرفه به اتمام رسیده بود در حالی که اینک ساعت ۱۲:۱۵ظهر بود و تقریباً۶ساعت مانده بود به پایان رای گیری. (مدت زمان تمدیدی را در نظر نگیرید . )به شعبه محله باقری رفتیم ولی در آنجا هم کار نمی کردند و بهانه این بود که وقت نماز و نهار است . مردم می گفتند:" مدت زمان زیادی است که کار نمی کنند و منتظر ناهار مانده اند." در حالی که ناهار هنوز نیامده بود و می شد کار کرد تا ناهار هم آماده شود. این شد که به اتفاق دوستان تصمیم گرفتیم به شهر نورآباد برویم ." نورآباد شهری است بزرگتراز مصیری و قاعدتاً تعداد شعب اخذ رای بیشتری دارد و رای دادن در آنجا راحت تر است." اینها سخنان من بی خبر از همه جا خطاب به دوستانم بود . من بواسطه اینکه در دوران کودکی در روستا زندگی می کردم و در سالهای بعد هم خارج از شهر نورآباد ساکن بودم ،تا کنون در این شهر در زمان انتخابات حضور نداشته ام . علی رغم اصرار دوستان به اینکه نمی شود در شهر نورآباد رای داد ،قبول نکردم و همه آنها را متهم به کم کاری و تنبلی کرده و رهسپار شهر نورآباد شدم ؛دوستان وفادار به ناچار دنبال من به سوی شهر نورآباد- مرکز شهرستان ممسنی و تشکیل یافته از همه طوایف ممسنی - حرکت کردند .

در شهر نورآباد تصمیم گرفتیم دریکی از شعب اخذ رای مستقر در هنرستان شهید مردای که در مرکز شهر قرار داشت رای داده و به روستا برگردیم . متاسفانه در آنجا شاهد صحنه ای بودم که در تمام عمرم ندیده بودم. البته در سالها گذشته شنیده بودم و هر بار راوی را متهم به اغراق گویی و گزافه گویی می کردم تا اینکه خود  صحنه را دیدم . با ورود ما به هنرستان که تعدادمان حدود ۱۰نفرمی شد،  افراد مستقر در کنار درب خروجی هنرستان و نشسته بر روی میدان مرکزی نورآباد (میدان آموزش و پرورش )دویدند و صفی تشکیل داده و اعلام کردند که اینجا فقط متعلق به طرفداران آقای....است و باید شناسنامه شما را ببینیم . ما همگی بدلیل اینکه زادگاهمان در منطقه رستم قرار داشت و اغلب بیرون از ممسنی و رستم زندگی می کردیم هاج و واج مانده بودیم و به هم نگاه می کردیم . دوستان قصد جوابگوبی داشتند وخواستند شعارهایی را که تاکنون شنیده بودند بازگو نمایند . شعارهایی چون :"رای آزاد است .هر ایرانی می تواند رای خود را آزادانه به نفع کاندید مورد نظرخود در صندوق بیاندازد ویا استناد کنند به سخن حضرت امام (ره )که فرموند : "میزان رای ملت است" و .."بلافاصله واردمعرکه شدم و دوستان را دعوت به سکوت و خروج از هنرستان کردم . تصمیم گرفتیم به مناطق دیگر شهر رفته و آنجا رای دهیم. هر کس جایی را پیشنهاد داد و بالاخره تصمیم بر این شد :با توجه به اینکه یکی از همراهان ما سال های گذشته درمحله توتستان زندگی کرده بود و مردم آنجا را می شناخت به آنجا رفته و پس از رای دادن به روستایمان در رستم برگردیم  . متاسفانه در آنجا نیز تعرفه تمام شده بود و  تعدادی ازمردم هم به انتظار آمدن تعرفه ایستاده بودند ؛ این شد که برگشتیم و عطای رای دادن را به لقای بخشیدیم .

حال سوالات بی شمار ی در ذهنم مانده است و تعدادی از آنها را برای شما همراهان گرانقدربازگو می کنم .

۱- چرا وقتی شعب اخذ رای در روستاها برای زنان و مردان بطور مشترک در نظرگرفته شده است ،زنها نباید بتوانند حضور یابند و خود به صورت مستقل و آزاد رای دهند ؟

۲-چرا به نمایندگی از تمامی نامزدهای حاضر در صحنه انتخابات نباید در هر شعبه اخذ رای حداقل یک نفر ناظر وجود داشته باشد ؟

۳-چرا صندوق اخذ رای نباید در تمامی روستاها مستقر شود و ساعات رای گیری به طور عالانه و متناسب با جمعیت هر روستا تقسیم گردد .

۴-چرا نیروی های انتظامی به انداز کافی در هر شعبه اخذ رای مستقر نمی شود و آنها  با این همه بی نظمی ها و قاونون شکنی به طور جدی برخورد نمی کنند؟

۵-چرا نماینده فرماندار و نمایندگان شورای نگهبان گزارش دقیق تخلفات صورت گرفته در انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی  را به مراکز ذی صلاح ارائه نمی نمایند ؟

۶-چرا شعب اخذ رای در مرکز شهرستان نورآباد ممسنی توسط افرادی خاصی از طوایفی مشخص قرق شده و امکان رای دادن برای همه شهروندان وجود دارند ؟

۷-چرا در روستاهای شهرستان رستم (آنچه که خود دیده ام را بیان می کنم ؛ممکن است در روستاهای  شهرستان ممسنی نیز چنین باشد . )برگه های تعرفه در ظهر روز جمعه به پایان رسیدو دیگر تعرفه به شعب اخذ رای تحویل داده نشد ؟

۸-چرا در شعبه اخذ رای در محله توتسان شهر نورآباد (مدرسه مستقر در جاده ورودی این محله ) برگه رای در ساعت ۱۳(ساعت یک ظهر )روز جمعه به پایان رسیده بود در حالی که این شعبه تا فرمانداری ممسنی کمتراز ۵/۱کیلومتر فاصله دارد ؟

۹-چرا باید در همان ابتدای روزجمعه گروهی از افراد متعلق به یک منطقه خاص (نه همه ی آن منطقه ونه همه ی مردم آن طایفه )اقدام به بی نظمی در شهر نمایند و این روند تا پاسی از شب ادامه داشته و برخورد جدی باآنها صورت نگیرد ؟

۱۰-جواب خانواده مرحوم "ولی الله انصاری "جوان کشته شده در صبح روز جمعه ۱۲اسفند ماه ۹۰(روز انتخابات) را چه کسی یا کسانی باید بدهند ؟

۱۱-این جوان به کدام گناه گشته شده است ؟

۱۲-طایفه گرایی حاکم بر ممسنی ورستم که متاسفانه روز به روز افسار گسیخته تر می شود ؛ بیشتر ناشی از رفتار کدام گروه و فرد است ؟

۱۳-چه کسانی منافع شان با حاکم شدن روح طایفه گرایی در ممسنی و رستم بهتر و بیشتر تامین می  گردد؟

وهزاران چرای دیگر که به برخی از آنها در روزهای آتی خواهیم پرداخت .

منتظر طرح دیدگاههای شما هستیم و نوشته هایتان را به نام خودتان و بدون دخل و تصرف در این وبلاگ برای خوانندگان منتشر خواهیم کرد.

خدایا چنان کن سرانجام کار

تو خشنود باشی و ما رستگار.

+ نوشته شده در  یکشنبه 14 اسفند1390ساعت 11:4 قبل از ظهر  توسط سید قاسم حسینی(مدیر وبلاگ )   |